
دانلود مقاله اسوه های تربیتی و اخلاقی در نهضت حسینی 13 ص با فرمت WORD
آن خدایی و پیام آن با پیام فطرت سازگار است. در این مکتب است که ارزشهایی نظیر شهادت و جهاد معنی میدهد و شهید قداست و عظمتخاصی مییابد و شهادت به کام مجاهد شیرینتر از عسل میگردد. و به کوششکنندگان راه حق مژده هدایت داده میشود: «الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» (بقره /132) و مظاهر این مکتب ارج مییابند و شایستهترین خوی های آسمانی: ایثار، بیداردلی، ثبات بر طریق حق، فداکاری، مروت، وظیفهشناسی تجلی مینماید. نظر به این که در این مقال سخن از اسوههای تربیتی و اخلاقی است. نخست تربیت و اخلاق را به اجمال تعریف میکنیم سپس به معرفی مظاهر و نمونههای تربیت و اخلاق در نهضتحسینی میپردازیم:
تربیت عبارت است از پرورش و تقویت استعدادهای مثبت و کاهش استعدادهای منفی و ایجاد هماهنگی لازم بین آنها.
«اخلاق جایگزینی عادتهای شایسته به جای ناشایسته است عادتهایی که شرع مقدس اسلام جزئیات آن را مشخص کرده است»

جانوران بدون وجود ترس قادر به حفظ امنیت خود نیستند. اضطراب یک علامت هشدار دهنده است، خبر از خطری قریب الوقوع می دهد و موجود را برای مقابله با تهدید آماده می کند. ترس نیز که علامت هشدار دهنده مشابهی است که با اضطراب با خصوصیات زیر تفکیک می شود: ترس واکنش به تهدیدی معلوم، خارجی، قطعی و از نظرمنشاء بدون تعارض است. اضطراب واکنش در مقابل خطری نامعلوم، درونی، مبهم و از نظر منشاء همراه با تعارض است. به وضوح ترس نیز ممکن است به موضوعی نا خودآگاه، سر کوب شده و درونی مربوط باشد که به شیء در دنیای خارج انتقال یافته است.
ترس بعنوان یکی از رفتارهای تدافعی است که در حیات موجودات زنده و اجتناب آنها از خطر موثر است. بروز رفتار ترس در جانوران شامل واکنشهای اتونومیکی نورواندوکرینی و رفتاری است و در واقع یک پاسخ روانی فیزیولوژیکی به یک خطر حاد است.
مباحث عمده ای در ترس مطرح است ترس ناخودآگاه یا فطری که ترسی است که به ارث برده میشود مثل ترس از صدای بلند یا محرک های دردناک و محرکی که آغاز کننده ترس است به عنوان محرک غیر شرطی نامیده میشود.
دو نوع ترس وجود دارد:
1-ترس شرطی شده(ترس کلاسیک) یکسری از محرک های کلاسیک با محرک غیر شرطی جفت شده در این نوع ترس محیط، مورد را کنترل میکند.
2-ترس بیزاری: با استفاده از ابزارهای شرطی کننده که پاسخ ها جفت شده با محرک های غیر شرطی مثل لامسه و درد و پاسخ بیزاری تحت تاثیر محرک غیر شرطی است. در ترس بیزاری مورد است که محیط را کنترل می کند.
1-1-2-تاریخچه ترس :
مترجمین اولیه آثار فروید، کلمه Angs آلمانی را که به معنی ترس است، به عنوان اضطراب ترجمه کردند. فروید خود معمولا این تفکیک را که اضطراب با موضوعی سرکوب شده و ناخودآگاه در حالی که ترس با موضوعی معلوم و خارجی مربوط است، نادیده گرفته است.
داروین عقیده داشت که کلمه ترس از آنچه ناگهانی و خطرناک است مشتق شده است، اساسا به عنوان یک علامت هشدار دهنده، اضطراب را میتوان یک هیجانی نظیر ترس شمرد(95).
دانشمندانی چونneielson Brestrap , در سال1985 پیشنهاد کردند که در پدیده رفتاری ترس واضطراب یک نوروترانسمیتر و یا یک ناحیه از مغز در گیر نیستند بلکه چند قسمت از مغز و چند نوروترانسمیتر درگیر می باشند.
1-1-3-نواحی مغزی درگیر در فرایند ترس:
1-1-3-1-سیستم لیمبیک(Limbic system)
واژه لیمبیک Limbic به معنی مرز یا حاشیه است. در ابتدا واژه لیمبیک برای توصیف تشکیلات
حاشیه ای در اطراف نواحی قاعده ای نیمکره های مغزی به کار می رفت، اما به تدریج که ما اطلاعات بیشتری در مورد اعمال سیستم لیمبیک فرا گرفته ایم واژه لیمبیک گسترش یافته و به معنی تمام مدارهای نورونی است که در رفتار هیجانی و احساسی و اعمال هدف دار را کنترل میکند. سیستم لیمبیک به عنوان منطقه مهیج مغز پذیرفته شده است.
سیستم لیمبیک یک مدار بندی نورونی مرکب است که رفتار هیجانی و نیروهای انگیزشی را کنترل میکند.این سیستم شامل نورونهای Cortical, Subcortical بوده و سه قسمت مهم آن شامل آمیگدال، سپتوم و هیپوکامپ است که اطلاعات آورانی را کامل کرده و بر عملکرد سیستم اتونوم، اندوکرین و حسی تاثیر می گذارد.
گروه زیر قشری هیپوتالاموس، سپتوم، ناحیه ورای بویایی(Paraolfactory) ، اپی تالاموس، هسته قدامی تالاموس، بخشهایی از هسته های قاعده ای، هیپوکامپ و آمیگدال است. قشر لیمبیک که پیرامون ساختمانهای زیر قشری را فرا گرفته متشکل از قشر اربیتوفرونتال، شکنج زیر پینه ای، شکنج سینگولیت و شکنج پاراهیپوکامپ می باشد.هیپوتالاموس مهمترین منبع خروجی در میان ساختمانهای زیر قشری است. بخش عمده ای از سسیتم لیمبیک هیپوتالاموس با ساختارهای وابسته به آن است. این نواحی علاوه بر نقشی که در کنترل رفتار دارند، بسیاری از شرایط داخلی بدن از قبیل دمای بدن، اسمولالیته مایعات بدن، میل به خوردن و آشامیدن و وزن بدن را کنترل میکنند. این اعمال روی هم موسوم به اعمال نباتی مغز بوده و کنترل آنها ارتباط نزدیکی با رفتار دارد.
از لحاظ فیلوژنی و جنین شناسی هیپوکامپ، سپتوم، آمیگدال و هیپوتالاموس به هم نزدیک هستند و مسیر بین آنها مستقیم است. هنگامیکه مغز جلویی در حال گسترش است دستگاه لیمبیک همراه با فیبرهایش شکل می گیرد. به طور کلی سیستم لیمبیک شبیه حرف C بوده و آمیگدال در عمق قسمت گیجگاهی و متصل به قسمت انتهایی پارارهیپوکامپ در انتهای حرف C میباشد
شکل1-1-3-1-1- نواحی مغزی درگیر در فرایند ترس و اضطراب1-1-3-2-هیپوتالاموس(Hypothalamus) : یک قرار گاه عمده کنترل برای سیستم لیمبیک
هیپوتالاموس با وجود جثهء بسیار کوچکش که فقط چند سانتیمتر مکعب است دارای راهایذ ارتباطی دو طرفه با کلیه سطوح سیستم لیمبیک است. هیپوتالاموس و تشکیلاتی که اتحاد نزدیکی با آن دارند به نوبهء خود سیگنالهای خارجی را در سه جهت صادر میکنند:(1) در جهت رو به پایین به تنه مغزی به طور عمده به داخل نواحی مشبک مزانسفال، پل مغزی و بصل النخاع و سپس از این نواحی به داخل اعصاب محیطی سیستم عصبی خودمختار، (2) در جهت رو به بالا به سوی مناطق بالاتر متعددی از دیانسفال و نیمکره های مغزی بویژه تالاموس قدامی و قشر لیمبیک و (3) به انفاندیبولوم هیپوتالاموس برای کنترل کلی یا نسبی قسمت اعظم اعمال ترشحی غدهء هیپوفیز خلفی و غدهء هیپ.فیز قدامی. به این ترتیب هیپوتالاموس که نمودار کمتر از یک درصد توده مغز است یکی از مهمترین مسیرهای کنترلی سیستم لیمبیک به شمار می رود. هیپوتالاموس قسمت اعظم اعمال نباتی و آندوکرینی بدن و نیز جنبه های متعددی از رفتار هیجانی را کنترل میکند.
قسمتی از تنظیم لیمبیکی رفتار و هوموستازی به عهده هیپوتالاموس میباشد. هسته های هیپوتالاموس به طور مستقیم سیستم نورواندوکرینی را که با هیپوفیز در ارتباط است، تنظیم میکند، همچنین این هسته ها با ساقه مغز به منظور کنترل عملکرد سیستم (قلبی-عروقی)، تنفسی و تنظیم دما ارتباط دارد. به این علت هیپوتالاموس به عنوان ((گانگلیون مغزی)) سیستم CNS مطرح است. هیپوتالاموس در قسمت پایه ای مغز در عقب هیپوفیز قرار داشته و از نظر مورفولوژیکی و عملکردی دارای چهار منطقه است.
1-Lateral zone 2-Periventricular zone 3- Posterior zone 4- Medial zone
قسمت جانبی شامل منطقه جانبی هیپوتالاموس و Preoptic جانبی است. تحریک منطقه جانبی ایجاد رفتار خشم را می نماید که در اثر فعالیت سمپاتیکی بوده و علائم آن افزایش فشار خون، عرق کردن، اتساع مردمک می باشد و قسمت Preoptic در ترس و اضطراب نقش دارد.
قسمت Periventricula از هیپوتالاموس میانی پیام دریافت کرده و به هیپوفیز می فرستد که هورمونهای مختلفی را برای سازگاری حیوان با محیط ترشح می نماید. تحریک این منطقه موجب پاسخ های ترس میشود. هیپوتالاموس میانی بین جانبی و Periventricular قرار گرفته و در تنظیم حرارت، تمایز جنسی و تثبیت میزان مواد خون دخیل است. در نتیجه منطقه پسین آن با هسته های اتونوم ساقه مغز در ارتباط بوده و در تنظیم قلبی-عروقی، تنفس و حرارت بدن نقش دارد(72).
حالات تحریکاتی در هیپوتالاموس با آزادسازی هورمونهای پپتیدی آغاز میشود و هورمونهای پپتیدی توسط دسته ای از فیبر عا آزاد می شوند که از طریق آزاد سازی آمینها اطلاعات پاداش را نیز منتقل میکند مطالعات بعدی با استفاده از تکنییک های ثبت سلولی نشان داد که نورونهای خاصی در هیپوتالاموس جانبی به طور مجزا به محرک های پاداش و تنفرآمیز پاسخ میدهند(109).
و این تئوری پیشنهاد می کند که میانجیگری تحریکات و ارزش مشخص آنها(پاداش) توسط سیستم ها و مسیرهای نورونی یکسانی انجام میشود. یکی پاسخ های تحریکی را میانجیگری می کند (هورمونهای پپتیدی) و دیگری این پاسخ ها را تنظیم می کند(59).
1-1-3-3-سپتوم (Septum)
در دیواره میانی بطنهای جانبی کل قرار گرفته و با مناطق مختلف کورتکس و لیمبیک مثل هیپوکامپ، پاراهیپوکامپ، هیپوتالاموس، آمیگدال، Basal ganglia ارتباط دارد. تحریک الکتریکی سپتوم در گربه و پریماتها به علت ارتباط با هیپوتالاموس در عملکرد اتونوم اثر مهاری(کاهش سرعت ضربان قلب و تنفس)ایجاد می کند. تخریب سپتوم در رتها خشم سپتالی ایجاد می کند که در آن افزایش هیجان و افزایش فعالیت در مقابل محرک حسی دیده میشود و حیواناتی که دچار تخریب سپتوم هستند تهاجمی می باشند. اگرچه سپتوم با هیپوکامپ ارتباط دارد اما در همه عملکردهای هیپوکامپ شرکت ندارد.به عنوان مثال تغیرات اتونوم و مشخصات خشم در حیوانات با نقص سپتوم توسط هیپوکامپ ایجاد نمی شود، ولی تخریب هردو باعث کاهش یادگیری می شود.قسمت میانی سپتوم دارای نورونهای کولینرژیک می باشد که به مناطق مختلف کورتکس، Cingulate ، هیپوکامپ Project دارد. ضمنا از سپتوم نورونهای گابائرژیک به هیپوکامپ می رسند که باعث مهار آن میگردد.هسته های جانبی سپتوم دارای نورونهای گابائرژیک می باشند. ضمنا آورانهای دوپامینرژیک، گلوتامرژیک و گابائرژیک نیز وارد این منطقه شده و با نورونهای گابائرژیک آن سیناپس حاصل مینمایند(86).
مشاهدات فیزیولوژیکی نشان می دهندکه ارتباط عملکردی بین آمینو اسیدهای تحریکی و گابا در سپتوم جانبی وجود دارد(20). مطالعات مورفولوژیکی نیز این را تائید می نماید بطوریکه فیبرهای گلوتامرژیک هیپوکامپ با نورونهای گابائرژیک این منطقه سیناپس دارند(96). تداخل عمل بین گلوتامات و دوپامین در نورونهای سپتوم جانبی توسط دوپامین متوقف می شود (87).
تعداد زیادی از مطالعات حاکی از آن است که سپتوم و آمیگدال در تنظیم ترس و اضطراب نقش دارند(33). به علت انکه هسته های سپتوم میانی و جانبی از لحاظ ارتباطات و آرشیتکت سلولی و نوروشیمیایی با هم اختلاف دارند(11). عجیب نیست که تخریب هر یک از این قسمتها اثرات رفتاری مختلف را داشته باشد. ولی این سوال برانگیز است که تخریب سمت جانبی یا میانی در مدلهای حیوانی مختلف اضطراب از لحاظ رفتاری با هم فرق داشته باشد. در تستPlus-maze تخریب این قسمتها اثر ضد اضطرابی را دارد ولی در تست Coflict (تعارضی) اثر اضطرابی را دارد(102). تستPlus-maze ترس را در حیوانات غیر شرطی اندازه گیری می کند. این حدس زده میشود که تخریب سپتوم باعث مهار ترس غیر شرطی می شود. تخریب سپتوم در تست های شرطی مثل Coflict اثر اضطراب آوری را نشان میدهد(102). تخریب سپتوم همانند داروهای ضد اضطراب عمل مینماید و بسیار انتخابی و اختصاصی است. تخریب قسمت عقبی(Posterior) باعث افزایش فعالیت در بازوی بازPlus-maze می گردد.
به نظر می رسد که این تخریب دراثر تخریب جسم سلولی نورونهای واقع در سپتوم انجام میگیرد زیرا این حالت در اثر تخریب های ایجاد شده توسط سموم که فقط جسم سلولی نورون ها را از بین میبرد، نیز دیده می شود(122). به نظر می رسد که قسمتهای میانی و جانبی سپتوم نقشهای مختلفی را در کنترل اضطراب دارند و منطقه جانبی باعث مهار اضطراب و منطقه میانی باعث ایجاد اضطراب میگردد. زیرا تخریب قسمت جانبی باعث افزایش اضطراب می شود در حالیکه تخریب قسمت میانی باعث کاهش آن میگردد. تزریق میدازولام(از بنزودیازپینها) به سپتوم جانبی در تست Plus-maze ایجاد اث ضد اضطرابی می کند، در حالیکه تزریق این دارو به سپتوم میانی این اثر را ندارد. این نتیجه مهم برعکس اثرات ضد اضطرابی تخریب سپتوم میانی است و احتمالا این اثرات ضد اضطرابی در اثر تخریب فیبر های عبوری این منطقه بوده نه تخریب جسم سلولی نورونهای موجود در هسته های آن(102). در تایید این نظر به داده هایی اشاره می شود که نشان می دهند بیشترینProjection هایی که از سپتوم جانبی منشاء میگیرند از سپتوم میانی گذشته و به هیپوتالاموس می روند. اخیرا دیده شده است که تخریب هیپوتالاموس ایجاد اثر ضد اضطرابی را در تست Plus-maze و همچنین در تستConflict می نماید.
ضمنا داده هایی وجود دارند که نشان می دهند مسیر مستقیم مستقلی هیپوتالاموس را به سپتوم میانی و یا سپتوم جانبی وصل می کند(44). این ارتباطات میتواند نشانگر اثرات ضد اضطرابی تخریب هیپوتالاموس باشد و این نظر را تقویت کند که سپتوم میانی و جانبی هردو در تنظیم اضطراب نقش مستقلی دارند. (102). ضمنا محققین نیز اعلام کرده اند که تخریب سپتوم باعث کاهش اجتناب ورود به بازوی باز درPlus-maze می شود.
1-1-3-4-آمیگدال(Amygdala)
آمیگدال مجموعه ای از هسته های متعدد کوچک است که بلافاصله در زیر قشر قطب میانی داخلی هرلوب گیجگاهی قرار گرفته و ارتباطات دو جهتهء فراوانی با هیپوتالاموس و نیز سایر نواحی سیستم لیمبیک دارد. آمیگدال در حیوانات پست تا حدود زیادی با استیمولوسهای بویایی و روابط متقابل آنها با مغز لیمبیک سروکار دارد. در انسان بخش دیگری از آمیگدال به نام هسته های قاعده ای-جانبی تکامل بیشتری از قسمت بویایی پیدا کرده و نقش بسیار مهمی در بسیاری از فعالیت های رفتاری که عموما ارتباطی با استیمولوسهای بویایی ندارند بازی می کند.
آمیگدال شامل دو قسمت است قسمتCorticomedial که خودش شامل دو قسمتCorticalis, medialis است و قسمت basolateral که این هم به دو قسمت lateralis و basalis تقسیم می شود. آمیگدال سیگنالهای نورونی را از کلیه قسمتهای قشر لیمبیک و نیز از نئوکورتکس لوبهای گیجگاهی، پس سری و آهیانه ای اما به ویژه از نواحی ارتباطی شنوایی و بینایی دریافت می کند. به علت این ارتباطات متعدد، آمیگدال " پنجره ای" خوانده شده که از میان آن سیستم لیمبیک موقعیت شخص را در جهان نظاره می کند. آمیگدال به نوبه خود سیگنال ها را (1) مجددا به همان نواحی قشری (2) به داخل هیپوکامپ (3) به داخل سپتوم (4) به داخل تالاموس (5) به ویژه به داخل هیپوتالاموس ارسال می کند(72).
1-1-3- 5 اثرات تحریک آمیگدال:
به طور عموم تحریک در آمیگدال میتواند موجب بروز تقریبا کلیه همان اثرات ناشی از تحریک هیپوتالاموس به اضافه چند اثر دیگر شود. اثراتی که از آمیگدالها شروع می شوند و سپس از طریق هیپوتالاموس به انجام می رسند عبارنند از: (1) افزایش یا کاهش در فشار شریانی (2) افزایش یا کاهش در تعداد ضربان قلب (3) افزایش یا کاهش در حرکات وترشح لوله گوارش (4) گشادشدن مردمک یا به ندرت تنگ شدن آن (5) سیخ شدن موها (6) ترشح هورمونهای مختلف هیپوفیز قدامی و به ویژه گونادوتروپینها و هورمون آدرنوکورتیکوتروپیک.
به غیر از این اثرات که از طریق هیپوتالاموس به انجام می رسند تحریک آمیگدال می تواند موجب بروز انواع مختلفی از حرکات غیر ارادی شود که عبارتند از : (1) حرکات تونیک از قبیل بلند کردن سر یا خم کردن بدن (2) حرکات دایره ای (3) ندرتا حرکات ریتمیک کلونیک (4) انواع مختلف حرکات مربوط به بویایی و خوردن از قبیل لیس زدن، جویدن و بلع
علاوه بر آن تحریک بعضی از هسته های آمیگدال می تواند موجب بروز یک طرح غیظ، فرار، تنبیه و ترس شود. تحریک سایر هسته ها میتواند موجب بروز واکنش های پاداش و شادی شود.
شامل 86 صفحه فایل word قابل ویرایش

فایل فلش ترمیمی سامسونگ G350E
آندروید 4.4.2
مشخصات رام G350EXWU0ANF2_OJV0ANF7
قابل فلش با اودین
گوشی را بدون فایل PIT فلش بزنید
آموزش فلش با نرم افزار ODIN به صورت کامل

دانلود گزارش کارآموزی کارخانه کمپوت و کنسرو ممتاز رضوی
فرمت فایل: ورد
تعداد صفحات: 19
مقدمه:
کارخانه کمپوت و کنسرو ممتاز رضوی زیرمجموعه کارخانه کنسرو و سردخانه رضوی است، که دارای ظرفیت پائین تری نسبت به کارخانه اصلی می باشد و در محدوده جدایی ازکارخانه اصلی واقع شده.
این کارخانه که از موقوفات آستان قدس رضوی است و در شهرک صنعتی مشهد در خانه 1 واقع شده است.
تولیدات این کارخانه شامل سس مایونز، سس کچاپ انواع کنسرو و کمپوت (بستگی به فصل).
که در زمان کارآموزی اینجانب تولیدات کارخانه شامل سس مایونز و کچاپ و کنسرو لوبیای آبگوشتی و کمپوت گلابی بوده است.
کارخانه حدوداً 30 نفر پرسنل اصلی و موقت داشته که در زمان پیک کاری تعدادی کارگر فصلی اضافه می شود.
و آزمایشگاه کنترل کیفی کارخانه در هر شیفت 2 کارشناس فنی دارد.
پروسه تولید کنسرو لوبیای آبگوشتی:
لوبیا بعد از خریداری به وسیله کامیون وارد کارخانه شده، نمونه گیری شده و آزمایشات کنترل کیفی لازم بر روی آن انجام می گیرد. و بعد از مثبت بودن آزمایشات کیفی لوبیای ما که از نوع آبگوشتی می باشد وارد انبار می شود.
آزمایشات کیفی که بر روی لوبیا انجام می شود شامل: تست خار و خاشاک، تعداد در 100 گرم و ... می باشد که در زیر به آنها اشاره می شود.
لوبیا توسط کارگران از کیسه ها تخلیه و وارد دستگاه شن گیر (بوجاری) شده سپس وارد شن شوئی شده و کاملاً شسته و تمیز می شود و سپس در شبکه های بزرگ به مدت 48 ساعت خیس می خورد.
بعد از طی این مدت در روز کاری، ابتدا در حوضچه شستشو لوبیاها شسته شده و سپس با بالابر یا الواتور به دستگاه بلانچ وارد می شوند که دمائی حدود 120 درجه سانتی گراد دارد سپس بعد از طی مسیر بلانچ بر روی نوار سورت انتقال یافته که توسط کارگران کاملاً تمیز شده و لوبیاهای خراب جدا می شوند.
بعد از آن به سینی پر کن وارد شده که دستگاهی چرخان است و دارای مخازنی به وزن قوطی ماست که توسط اوپراتور و توسط تیغه مربوطه مخازن کاملاً پر شده و به کیل مورد نظر می رسند و در انتدا به داخل قوطی ها تخلیه می شوند.
قوطی ها از طریق نوار مخصوص از قسمت مربوطه که عملیات استریل بر روی آنها انجام شده وارد خط می شود.
قوطی های پر شده به مرحله بعدی که تنظیم دقیق وزن است می رسند و توسط کارگر این کار صورت می گیرد. کارگر قوطی ها را فقط چک می کند و در صورت خالی بودن سر قوطی یا افزایش بیش از حد قوطی آنها را تعدیل می نماید و وزن قوطی ها را هر چند دقیقه اندازه می گیرد تا طبق استاندارد مربوطه باشند.
سس کنسرو لوبیا هم که مخلوطی از انواع ادویه جات می باشد مانند (گلپر، پودر کاری، پودر پیاز، فلفل قرمز، فلفل سیاه و فلفل سفید، سرکه و روغن) در این قسمت به قوطی ها توسط فیلر سس اضافه می شود. سپس قوطی به داخل تونل انراست رفته و پس از طی زمان لازم و عبور از آن دربندی شده و سپس اتوکلاونداری صورت می گیرد.
که در اتوکلاو عملیات استریل بر روی آن انجام می شود. عملیات پخت 70 دقیقه به طول می انجامد و دمای لازم برای این عمل 321 درجه سانتی گراد معادل 2/1 آنگستروم است.
سپس قوطی ها به داخل حوضچه آب سرد منتقل شده و سرد می شوند. بعد از سرد شدن و خشک شدن اتیکت زده شده و تاریخ تولید و مدت انقضاء توسط جت پرینتر بر روی آنها ثبت می شود.

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه42
مقدمهتاکنون با مفاهیمی نظیر سازمان و فرهنگ سازمانی آشنا شدهایم اکنون میخواهیم ببا مبحث جدیدی بنام جو سا زمانی اشنا شویم . زمانی که صحبت از جو می شود تصوری از جو کرده زمین که ما را همچون هاله ای در بر گرفته به اذهان متبادر می گردد.
در گفتگو های روزانه بین همکاران واژه هایی نظیر جو متشنج فلان اجتماع یا جو مسموم فلان گروه و یا جو بد حاکم در فلان اداره یا کلانتری کرارا بکار برده می شود.
از نظر لغوی کلمه جو عبارت است از اطراف و یا انچه که بر چیز دیگری احاطه دارد(فضا ما بین زمین وهوا اسمان)
گرچه مفهوم جو سازمان به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است اما توافق کلی برای مفهوم و سازه ان وجود ندارد در هر صورت معنای جو سازمان هر انچه که باشد می توان به ان چیزی اشاره نمود که اطراف سازمان را در بر گرفته است بطور مشروح راجع به ان بحث خواهیم نمود.
تعریف:
بطور کلی مفهوم جو سازمان به عنوان یک استعاره مجازی که معرف یک یا چند ویژگی متمایز سازمانی است بکار برده می شود.
نوانکر: جورا به عنوان احساس مشترک حوزه فرهنگ خرده فرهنگهای گروهی
یا زندگی تعاملی سازمان تلقی مینماید.
کمپل: جو سازمانی را شیوه برخورد سازمان با اعضا و در نتیجه جو را شخصیت سازمان فرض کرده است.
ریچارد واشنایدر: معتقد هستند که جو سازمانی به دیدگاههای سازمانی و اقدامات و روشهای رسمی و غیر رسمی اطلاق می گردد.
هالپین و کرافت: در تعریف جو سازمانی میگویند ویژگی درونی که یک سازمان را از سازمان دیگر متمایز ساخته و روی رفتار افراد ان تاثیر می گذارد.
موران ولکوین:جو سازمانی را ویژگی نسبتا با دوامی از سازمان میدانند که موجب تمایزان سازمان از سایر سازمانها میشود
اینک طبق شرحی که رفت طی یک بررسی نقادین پیرامون تعاریف مطرح شده ملاحظه میگردد.
که افراد مختلف از دیدگاههای مختلف جو سازمانی را تعریف کرده اند اما نکته ای که در اثر این تعاریف تقریبا مشترک است ان است که: جو سازمانی بر اساس ادراک کارکنان از محیط سازمان سنجیده میشود در واقع جو سازمانی بازتابهای ادراک یک شخص از سازمان است که به ان تعلق دارد.
جو مجموعهای از ویژگیها و عو املی استکه بوسیله کارکنان در باره سازمانشان ادراک می شود که عامی جهت تکوین و تکامل اعمال و رفتار افراد ان سازمان تلقی می گردد.
در واقع جو سازمانی حاصل فرا گرد تاثیر متقابل جنبه های فردی و سازمانی یک سیستم اجتماعی است که همان محصول کار گروهه و خرده سیستمهای سازمانی است که این بازده و محصول نهایی شامل ارزشهای مشترک اعتقادات اجتماعی استانداردهای اجتماعی احساسات افراد و خرده فرهنگها میباشد.به عبارتی زمانی
که می پذریم که کل یک سازمان به منزله یک سیستم اجتماع قلمداد شده است
بنا براین می توان بیان داشت فعالیتها و اقداماتیکه افراد انسانی جهت انجام وظایف
سازمانی و سازگار نمودن جنبه های فردی و سازمانی در این سیستم اجتماعی شکل دهنده جو سازمانی می باشد.
تفاوت جو سازمانی و فرهنگ سازمان:
بطور کلی جو و فرهنگ سازمانی هر دو مقولاتی هستند که برای توصیف ویژگی های سازمان و واحدهای مربوطه استفاده می شود.
علیرغم ارتباط زیاد بین دو مفهوم همچنان ایندو از یکدیگر متمایز می باشد بنا براین شفاف سازی این دو اصطلاح از یکدیگر ارزشمند میباشد.
توماس:بیان میدارد مفهوم جو سازمانی که از اواخر دهه 60 متداول و رایج گردیده مقدم بر فرهنگ سازمانی می باشد که از اواخر دهه 80 رشد و تکامل یافته است به اعتقادوی جو بطور کلی بصورت ادراکات مشترک از کیفیت ماههت پدیدها در یک جا تعریف می گردد بعبارتی جو تجلی گر یک جنبه از مظاهر فرهنگ است.
شاین بیان می دارد گرچه جو فرهنگ مفاهیم مشابهی هستند ولی فرهنگ سازمانی مربوط به مفروضات نا خود اگاه و عمیقی است که منجر به هدایت و راهنمایی اعضای سازمان میگردد