دسته بندی یکی از عملیات رایج و مورد استفاده در داده کاوی است. دسته بندی عملیاتی است که سازمان ها را قادر میسازد که در حل مسائل خاص در مجموعه های بزرگ و پیچیده به کشف الگوهایی دست یابند. دسته بندی فرآیندی میباشد که مجموعه داده ها را به قسمت های مشخص تقسیم میکند. برای مثال مشتریان یک شرکت بیمه را بر اساس خصوصیاتشان به دو گروه با ریسک بالا و ریسک پایین تقسیم میشوند. با این کار در واقع مشتریان این شرکت را دسته بندی شده اند.
ساده ترین روشی که برای دسته بندی به نظر می رسد گذاشتن حدی برای دسته ها می باشد، مثلاً افراد با درآمد بالای مقداری مشخص را به یک دسته و افراد با درآمد پایین تر از آن را به یک دسته ی دیگر تخصیص دهیم.
تعدادی از روش هایی که میتوانند جهت داده کاوی مسائل دسته بندی به کار برده شوند، شامل: درخت تصمیم و شبکه های عصبی و نظیراین ها را ارایه کردند. این روش ها بر دامنه گستردهای از زمینه های مهندسی به کار برده می شوند.
برای نمونه، شبکه های عصبی در کنترل بازخوردها برای کشف الگوها و آشکارسازی خروجی مناسب کنترل شده به کار برده میشوند.

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت
تعداد صفحه:32
فهرست مطالب:حجاب زیبا کننده یا زشت کننده؟!
چهار اساس برای نظام خلقت
واژة حجاب
آیا بیحجابی باعث استهلاک نیروها میشود؟
فطری بودن حجاب
ارتباط حجحجاب حقالله یا حقالناساب با زیبایی
نتیجهگیرییا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلایؤذین و کان الله غفورا رحیما.[1]ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند. این برای آنکه آنها (به عفت و حریت) شناخته شوند تا از تعرض (هوسرانان) آزار نکشند، بسیار بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.پوشش بانوان از مسائل مهمی است که از جنبههای گوناگون قابل بررسی و ملاحظه است. امروزه پرداختن به مسئله حجاب بدون درنظر گرفتن ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، روانشناختی و ... ما را در جهت شناخت دقیق واقعیتهای مربوط به آن یاری نخواهد کرد.ازطرفی با سیطرة نبی فرهنگ غرب از جمله فرهنگ برهنگی در سایه تبلیغات گستردة رسانهای مسائل و شبهات گوناگونی دربارة حجاب مطرح شده است. این تبلیغات و شبهه افکنیهای مغرضانه و شیطانی برضد حجاب تا آنجا پیش رفته و مؤثر واقع شده که گروهی برهنگی و بی بندباری را برای زن یک ارزش و نشانة تمدن انگاشتهاند و حجاب و عفاف و پاکدامنی را نماد عقبماندگی و جهالت و خلاصه یک ضد ارزش معرفی کردهاند. این وقاحت تا به آن حد رسیده که کشورهایی که خود را سردمدار فرهنگ و تمدن امروز غرب میدانند و کشور خود را مهد آزادی و دموکراسی معرفی میکنند از حضور دختران و زنان محجبه در محل تحصیل و کار جلوگیری میکنند و از آنان میخواهند تا از پوشش خود دست بردارند. بنابراین بر آن شدم تا قدمی در جهت تحکیم حجاب و عفاف بردارم.واژة حجابپیش از اینکه استنباط خود را در این باره ذکر کنیم لازم است یک نکته را یادآوری کنیم.آن نکته اینست که معنای لغوی حجاب که در عصر ما این کلمه برای پوشش زن معروف شده است چیست؟ کلمة حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب. بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده وسیلة پوشش است، و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست، آن پوشش حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. در قرآن کریم در داستان سلیمان، غروب خورشید را اینطور توصیف میکند: «حَتَی تَوارَت بِالحِجابَ»[2] یعنی تا آن وقتی که خورشید در پشت پرده مخفی شد. پردة حاجز میان قلب و شکم را «حجاب» مینامند.دردستوری که امیرالمومنین علیهالسلام به مالک اشتر نوشته است میفرماید: فَلا تُطَوَلَنَ احتِجابَکَ عَن رَعیتِکَ.[3] یعنی در میان مردم باشد، کمتر خود را در اندرون خانه خود از مردم پنهان کن؛ حاجب و دربان ترا از مردم جدا نکند، بلکه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار بده تا ضعیفان و بیچارگان بتوانند نیازمندیها و شکایات خود را به گوش تو برسانند

دانلود کاملترین و جامع ترین مقاله در مورد خشوت دانش اموزی و راه های رفع ان درقالب ورد و4 صفحه بصورت تخصصی برای ارائه توسط شما مراجعه کننده محترم تو این فروشگاه قرار دادیم
همین الان دانلود و رضاییتو اعلام کن

کلید واژه ها : قصه ، داستان ، مجاز ، حقیقت ، مثنوی معنوی ،
خلاصه مقاله :
بشر از دیرباز با قصه و داستان انس و الفتی بسیار نزدیک داشته و از آن بیان مقاصد غیر مستقیم خویش استفاده کرده است.
از آنجایی که انسانها معمولاً پند و اندرز و حکمت را به صورت مستقیم و تعلیم بی واسطه بر نمی تابند . اندیشمندان و حکما آنها را در پوسته هایی از قصه ، حکایت ، لطیفه ، داستان ، افسانه و … پیچیدهاند.
مقاصد و تعالیم متعالی بزرگان گاه موجد تحولات شگرفی در میدان اندیشه همنوعانشان بوده است .و انتقال این مهم جز با شیوه ای که آنان در پیش گرفتند امکان پذیر نبود . استفاده از این ابزار به قدرت در انتخاب موضوع ، حساسیت در پرورش آن و توانایی در انتقال آن نیاز دارد و شاید اندکند آنانی که بتوانند این ویژگیها را توام داشته باشند.
در میان خیل قصه پردازان حقیقت شاید نام مولانا جلال الدین بلخی در کنار عدهای دیگر بر تارک این شیوه چون گوهری تابنده بدرخشند و علت این برتری چیزی نیست مگر مهارت او در استفاده از این ابزار کارآمد جهت انتقال اندیشه های عرفانی اش . چنین به نظر میرسد که وی همچون اسلاف خویش – عطار و سنایی ـ از حکایت ـ به قول خودش ـ تمثیل ، قصه ،لطیفه ، داستان و … به عنوان وسیلهای کارگشا استفاده می کرده تا بتواند با آنها متعالی ترین حقیقت ها و ناگفته ترین رازها را بیان کند.
هنر او در بیان مجاز گونه و کنایی از حقیقت های پنهانی است که روح بشر چون پیر گم گشته فرزندی به دنبال دریافت آنهاست حقایقی که شاید در ظاهر آن گونه می نماید ، نیستند ، اما آنگاه که به هسته اصلی شکلگیری آنها میرسیم آنقدر شیرین و جذاب و در عین حال تاثیرگذار به نظر میرسند که قابل وصف نمیباشد .
از همین روست که مولوی در زمره بهترین داستان پردازان قرار میگیرد ؛ زیرا اگر چه در ساختار و پرداخت بسیاری از حکایتها و قصهها از روش بازآفرینی استفاده کرده و اصل و اساس داستانها متعلق به پردازنده دیگری است اما روش احیاء و مرمت داستانها توسط او کمنظیر است.
در این مقاله برای روشن شدن ادعای خویش داستان «شاه و کنیزک » را به عنوان اولین داستان مقنوی مورد نقد و بررسی قرار داده ایم تا مشتی از خروار را در اقیانوس مثنوی به تماشا بگذاریم آنچه در این میان در خور تامل بوده ، استفاده از تکنیکهای داستانپردازی در مثنوی است که لزوماً رعایت آنها را در داستانهای معاصر اجتنابناپذیر دانستهاند .
نهایتاً بر آن بودهایم تا با استفاده از نقد و تحلیل بزرگان ادب فارسی در این زمینه ، هنر خلق مجاز را به عنوان ابزار کارآمد بیان حقیقت ، در ذهن و زبان جلالالدین بلخی به نظاره بگذاریم .
باسمه تعالی
هدف قصهها و داستانها شاید در ظاهر، آفرینش قهرمان و خلق جاذبه و بیدار کردن حس کنجکاوی خواننده است و در پی آن لذت بخشیدن ، اما به راستی با نگرشی ژرف میبینیم که درون مایه اصلی تمامی آنها ترویج اصول اخلاقی و انسانی است تا در سایه آنها برادری و برابری و نوع دوستی به دست آید و پلیدی و زشتی و قساوت و درنده خویی محو شود. مبارزان خستگی ناپذیر قصهها چکیده دورانند و با ایثار و فدارکاری خود را فدای همنوعان مینمایند. در قصهها همیشه نور امید در تاریکترین زمانها و مکانها میدرخشد و آفتاب حقیقت در پس ظلمت طلوع میکند. در قصههای کلاسیک که هدف آنها القای یک تفکر به خواننده یا شنونده است همیشه مدار گفتار حول یک محور خاص میچرخد و اگر بخواهیم به بررسی آنها بپردازیم بیشتر خصوصیات مشترکی را بین آنها میبینیم. ویژگیهای مشخصی که معمولاً در انتها به خوشی تمام میشوند و روشنایی بر تاریکی پیروز میگردد.
رعایت این نقاط مشترک بسامدهایی را در آنها ایجاد میکند که با یک نگاه کلی شاید بدانها پی ببریم . خصوصیات عمده این داستانها و قصهها را میتوان اینگونه ذکر کرد:
1ـ مطلق گویی( همچون پیروزی همیشگی خیر بر شرّ)
2ـ نمونة کلی(یعنی آنکه قهرمانان داستان از انسانهای عادی جدایند و تیپهای خاصی را تشکیل میدهند)
3ـ ایستایی( قهرمانان داستان «ایستا» هستند یعنی به نتایج اعمالشان واکنش نشان نمیدهند و تحول ناپذیرند)
4ـ زمان و مکان( در اکثر قصهها زمان و مکان فرضی و تصوریاند)
5ـ همسانی قهرمانان( معمولاً هیچ فرقی بین نوع سخن گفتن افراد در قصه و اختلافی در نحوه بیان و لحن صحبتشان نیست)
6ـ نقش سرنوشت( تقدیر و سرنوشت در قصهها نقش اصلی و اساسی دارند)
7ـ شگفتآوری : (معمولاً خواننده حس میکند که قصهگو سعی دارد که خواننده یا شنونده را با ماجراها و حوادث آنی به اعجاب و شگفتی وا دارد)
8ـ استقلال یافتگی حوادث ( حوادث در عین استقلال فردی رابطهی غیر مستقیم نیز با یکدیگر دارند و با رشتههایی به هم پیوسته یکپارچگی و کلیتی به داستان و قصه میبخشند.)
9ـ کهنگی (محتوا و مضمون قصهها نمیتواند نو باشد . معمولاً موضوع قصهها قدیمی و کهنه و منعکس کننده آداب و رسوم و عقاید مردم روزگار خویش است .(1)
( ادبیات داستانی ، جمال میرصادقی / ص 54 )
شامل 16 صفحه فایل word قابل ویرایش

موضوع:
دانلود حل مشکل وای فای و بلوتوث و دوربین ریستارت گوشی هواوی y520-u22 در اندروید 4.4.2 با لینک مستقیم
میتوانید فایل آموزشی به همراه فایل فلش این مدل گوشی را از طریق لینک مستقیم دانلود نمایید
با تشکر