تحقیق در مورد شرکت پارسا پلاستیک ( PAPCO)

تحقیق در مورد شرکت  پارسا  پلاستیک ( PAPCO)

 

دانلود تحقیق در مورد شرکت  پارسا  پلاستیک ( PAPCO)

فرمت فایل: ورد قابل ویرایش

تعداد صفحات: 55

 

 

 

فهرست مطالب:

بخش اول : آشنایی با مکان شرکت

  مکان و تاریخچه شرکت 

   هدف شرکت

بخش دوم: مشتری و مشتری شناسی

   مشتری شناسی

   نیاز مشتری

روش های تامین نیاز  

   توانایی های مشتری  

   استعدادهای مشتری  

   رفتارهای مشتری 

   ایرادهای مشتری 

   انتخاب مشتری

   مشتری گرایی

   بسته بندی کالا

  CRM

   جایزه کیفیت در آمریکا 

 تقسیم بازار  

بخش سوم : آزمون ونتایج آن

  آزمون

 نتایج آزمون 

 

مکان شرکت و تاریخچه آن:

شرکت پارسا  پلاستیک   از سا ل 1362 با حدود  25 نفر کارگر کار خود را با بسته بندی  و مونتاژ جامدادی و غیره در میدان رسالت سی متری  آزادگان  بصورت سهامی  خاص  شروع بکارنمود.

درسا ل 1365 از رسالت نقل مکان نموده و به چهارراه رشید ( تهرانپارس) درامر تولیدلوازم اداری و تحریر فعالیت نموده در مکانی به وسعت 300 متر مربع تا سال 67 که  در این سا ل با حدود 105 نفر پرسنل به محل خیابان اتحاد درکارخانه ای به وسعت 1000 مترمربع انتقا ل پیدا کرد تا اینکه درسا ل 81 کارخانه به شهرکت صنعتی  عباس آباد واقع درجاده خاوران بعد ازشریف آباد انتقال یافته در محلی با حدود 12000 متر مربع زمین وبیش از 3000 مترمربع زیربنا  و  تولید  کلیه لوازم تحریر و اداری و با پرسنلی با لغ بر 200  نفر مشغول به کار می

باشد.

هدف شرکت پاپکو:

شرکت  پارسا  پلاستیک ( PAPCO) با هدف تولید انواع لوازم التحریر ، اداری ، سمیناری، مدیریتی و دانشجویی تاسیس گردید. و با توجه  به  زمان  فعا لیت  شرکت و میزان سرمایه اولیه بسیار موفق بوده است و طبق گفته مدیرعامل شرکت : دلیل این موفقیت استفاده از مواد اولیه مرغوب و درجه یک و نظارت دقیق درفرایند تولید و همچنین  بازاریابی  صحیح بوده است . ایشان همچنین فرمودند که اصلی ترین دلیل موفقیت شرکتش توجه کامل به رضایت مشتری و جلب نظر مشتریان بودهو است. لذا بنده به دلیل همین گفته ایشان پروژه ای با موضوع رضایت مندی مشتری انتخاب کرده ام تامشخص کنم آیا واقعا مشتریان این شرکت از عملکرد آن راضی هستند یا خیر و به گونه ای میزان صحت حرف و گفته مدیر عامل شرکت پاپکو را بدست بیاورم . و متوجه بشوم رضایت مندی مشتری به چه میزان بر موفقیت شرکت تاثیر گذار است.



خرید و دانلود تحقیق در مورد شرکت  پارسا  پلاستیک ( PAPCO)


دانلود مقاله زن و فلسفه حجاب

دانلود مقاله  زن و فلسفه حجاب

حجاب وپوشش برای بانوان ـ بویژه حجاب برتر ـ وتوجه به تحریم عفاف وحراست آن درزن از اصیل ترین سنگرزنان واز مهمترین وسودمند ترین قانون الزامی آفرینش برای آنها درجامعه است ، به عبارت روشنتر ،حجاب وپوشش ،سنگر سعادت وپیروزی ورستگاری زنان وجامعه است،که اگراین سنگر آسیب ببیند ویافرو ریزد ،عوامل سعادت ،پاکزیستی وشرافت آنها فرو می ریزد.

لزوم پوشیدگی زن دربرابر مرد بیگانه یکی از مسائل مهم اسلامی است،درخود قرآن کریم درباره این مطلب تصریح شده است ،پوشیدن زن ازمرد بیگانه یکی ازمظاهر لزوم حریم میان مردان وزنان اجنبی است ،همانطورکه عدم جوازخلوت میان اجنبی واجنبیه یکی از مظاهر آن است.

با کمال تأسف دینای غرب ودنباله روهای آنان این مسئله بسیار مهم اسلامی واخلاقی را نادیده گرفته ،بلکه به عکس با کمال گستاخی برضد آن ،گام بر می دارند وآنرا عامل تخدیر ورکود وواپس گرایی دانسته،تا آنجا که دردانشگاههای خود ،دختران دارای پوشش را اخراج می کنند، با اینکه : حجاب ؛سنگر حفظ عفت ومعرف شخصیت زن وجامعه ،سنگر حفظ زیبایی وشکوه زن ،سنگرحفظ صحیح ارتباطها ورشته های اجتماعی ،سنگر حفظ اخلاق فردی واجتماعی ،سنگر ودژ خلل ناپذیر،برای حفظ مرزها وشیرازه های روابط مختلف  بوده وکیان خانه وخانواده را از هرگونه انحراف وگمراهی ،حفظ می کند.

براستی درچه دنیای جاهلیتی قرار گرفته ایم که دنیای غرب والگو تراشان غربزده ،حتی در کشورهای اسلامی شکستن چنین سنگر و دژی را علامت ترقی ،رشد وتمدن می دانند ،وبه عکس حجاب وحفظ حریم عفاف را نشانه عقب گرد و واپس گرایی.

دزدان عفت وغارتگران استعمار،برای فریب اذهان ،و وسیله قرار دادن زنان به عنوان یک کالا ،می خواهند زنان را که نیمی از جامعه انسانی هستند از همین راه ،از درون تهی کنند،وبا این کار به تهاجم فرهنگی خود ادامه دهند،آنها چنین القاء می کنند که:

حجاب ؛سدی بر سرراه تکامل آنهاست.

حجاب؛زنان را در زندان زندگی حبس کرده وآنها را ا ز تعالی  و رشد باز می  دارد.

حجاب ؛از توسعه علمی،فکری ،فرهنگی ،هنری زنان می کاهدو...

درحالیکه حجاب اسلامی ،آنگونه پیامدهای شوم راندارد،بلکه وسیله وسنگر محکمی برا ی استواری زندگی بانوان بوده وپشتوانه نیرومندی  برای آنها درراستای توسعه علمی ،فکری ،فرهنگی و هنری است.

ای خواهرانم حجاب تیغ شما ست                   تیغ خود رااز کف نیندازید.

ونیز شرف زن به یمن عصمت اوست              این شرف را از تن نرنجانید

و این را بدانید که:

هر شاخه ای که از باغ برون آرد سر                      در میوه آن طمع کند راهگذر

 بخش اول : حجاب از نظر قران

اشاره: اصل وجوب حجاب  برای زنان ازضروریات دین اسلام است،ومنکر آن در حکم منکر دستورات ضروری اسلام  است وکسی که ازروی عمدوآگاهی منکر ضروریات اسلام شود،درحکم کفراست ،مگر اینکه معلوم باشد که منکر خدا ویارسول خدا نیست.

ضروری ووجوب حجاب داشتن برای زنان ازنظر قرآن ،وگفتار پیامبر وامامان وبه حکم عقل واجماع واتفاق رأی علمای اسلام ثابت است.

درقرآن برای وجوب حجاب وحدود آن ،به چهارآیه که صراحت برآن دارند تمسک شده ولی درمورد حفظ عفت وپاسداری از حریم آن ،درقرآن بیش از ده آیه وجود دارد.

     تجزیه وتحلیل آیه 30سوره نور

  درآیه 30سوره نور (به عنوان نخستین آیه ای که صراحت بر وجوب حجاب دارد) می خوانیم:

«وقل للمومنات یغضضن من ابصارهن ویحفظن فروجهن ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن ولا یبدین زینتهن الا لبعولتهن ...»

ای پیامبر به زنان با ایمان بگو چشمهای خودرا (از نگاه به نامحرمان ) فرو گیرند ،ودامان خویش را حفظ کنند ،وزینت خود را ـ جزآن مقدار که نمایان است ـ آشکار نسازند،و(اطراف ،روسریهای خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن وسینه با آن پوشیده شود.)وزینت خود را آشکا رنسازند مگر برای شوهرانشان وسایر افراد محرمشان...

شرح کوتاه

دراین آیه به پنج موضوع در رابطه با حجاب وحفظ حریم عفت تصریح شده است:

     1 .      زنان باید دیدگان خود را از نگاه به نامحرم فرو بنندند.

زنان باید دامن خود را از هرگونه عوامل بی عفتی ،حفظ کنند.زنان باید زینت خود را ،جز آن مقدار که بطور قهری آشکاراست ،آشکار نکنند.زنان باید روسریهای خود را بر سینه بیفکنند.

     5 .      زنان باید زینت خود را جز برای افراد محرم خود،آشکار نکنند.

ابن عباس عالم ومفسر بزرگ عصر پیامبر در تفسیر جمله

 « ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن»

می فرماید: یعنی زن باید مو وسینه ودور گردن وزیرگلوی خود را بپوشاند.

منظور از زینت چیست؟

با بررسی گفتار اهل لغت چنین فهمیده می شود که زینت به معنی زیبایی در مقابل زشتی است وشامل هر نوع زینت وآراستگی ،از طبیعی وعارضی ،از لباس وبدن وزیور آلات خواهدشد،وزینت در زن ،آن زیبایی های آشکاراست.

بنابراین واژه زینت وسیع است.زینت ،هم شامل زینت های طبیعی مثل صورت ،بازوان ،سینه ،گردن و....وهم شامل زینت های اکتسابی مثل آویختن زیور آلات است.

  بخش دوم :آیات هشدار گردر حفظ سنگر حجاب وعفت

نهی از کوبیدن پا بر زمین

درذیل آیه 31سوره نور،پس از آنکه خداوند به پیامبرفرمان می دهد که به زنان با ایمان بگو حجاب خود را رعایت کنند ،می فرماید «ولا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن »

باید زنان ،هنگام راه رفتن ،پاهای خود را بر زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود .

شامل 11 صفحه فایل word قابل ویرایش



خرید و دانلود دانلود مقاله  زن و فلسفه حجاب


دانلود پروژه طرا حی مجتمع فرهنگی آموزشی (پارک فرهنگی)

دانلود پروژه طرا حی مجتمع فرهنگی آموزشی (پارک فرهنگی)

هر معماری تبلوری است از فرهنگ یک ملت درگذرزمان،هنگامی  که سخن از ایجاد بنایی می رود،ساختمان این بنا نمی تواند مستقل از شرایط فرهنگی،سیاسی،اقلیمی و توانایی های فنی زمان خود مطرح باشد. معماری در حقیقت راوی داستان فرهنگ و هنر ملتهاست . هنری که با توجه به امکانات هر زمان و هر مکان واز اندیشه به عمل در امده های دور است ،آینه ای است روشن از شرایط هر جامعه در ادوار مختلف . 1   -1 عنوان تحقیق: طرا حی مجتمع فرهنگی اموزشی.(پارک فرهنگی) 2-1بیان  ضرورت های مطالعه و طراحی:  جامعه و شهر ما دچار نابسامانی است. معماری و شهر سازی ما هم تاثیر گذار و تاثیر پذیر از وضع شهر و مردم ان است.امروزه صحبت از نابسامانی فضای شهری ,بحران هویت معماری,حسرت گذشته به یادگار مانده استو ضرورت تحقیق و طرح مسئله را دو چندان می کند. بیان ضرورت های کمی: با نگرشی ساده به طیف جمعیتی کشور متوجه می شویم که بیش از 50%ان را جوانان و نوجوانان تشکیل می دهند.در این طیف جمعیتی مشهد دومین کلان  شهر ایران به لحاظ جمعیت و وسعت می باشد. در بررسی ساخت جنسی و گروههای سنی می‌توان یافت که حدود 58% جمعیت مشهد در محدوده سن رشد و تربیت هستند (حدود 1 تا 25ساله) بنابرین ضرورت و کمبود فضاهای شهری در مقیاس شهری و فرا شهری و ایجاد ساخت وساز های فرهنگی در رابطه با جوانان این قشر عظیم جامعه احساس می شود. بیان ضرورت های کیفی:  ضرورت ایجاد یک فضای فرهنگی در رابطه با جوانان زمانی بیشتر احساس می شود که در می یابیم : وقتی یک مجموعه فرهنگی ساخته می شود در واقع کانون اجتماعی شکل می گیرد.این کانون برای حفظ ارزش های خود به انسجام مشخصی نیاز دارد.اگر به امر فرهنگی در رابطه با جوانان بی توجهی شود ممکن است بخش مهمی از پیکره اجتماع از ان جدا شود و ارتباط خود را با ان از دست دهد. صرف نظر از مطالب فوق مدتی بیش نیست که موج عظیمی از تبلیغات به داد فرهنگ رسیده است چنان که گویی عواملی از قبیل هویت فرهنگی و خدشه دار شدن آن، فرهنگ پذیری و تهاجم فرهنگی از دیر باز تاریخ بشر و شاید از آغاز آن و تعریف حوزه های فرهنگی تا امروز مورد بحث مردم شناسان و فرهنگ مندان بوده است به تازگی کشف شده باشد. این موج اگر در ارتباط با تسخیر آنتن ها از سوی ماهواره سازان است و یا مرتبط با هر آن چیز دیگر که، را در این مقاله بدان راه نیست، تازه های به عین رسیده ای را می نماید که در ارتباط مستقیم با موضوع کار ماست. خلاصه علی رغم میزان سرمایه ای که در این بخش هزینه می شود و اهمیتی که نظام برای این مسئله قایل شده است. شاهد یک هرج و مرج بی هویت هستیم که هیچ گاه قادر نیست یک نتیجه خواسته را در سطحی قابل قبول و همه گیر ـ صرف نظر از لحظاتی خاص در زمان و مکان به دست دهد. کاوش در پی چگونگی های بسامان کردن و هویت بخشیدن به این حرکت به طوری که در سطح وسیع ملی قابلیت ایجاد تغییر، تحول و تحرک در فضاهای روابط فرهنگی اجتماعی به طور عام را دارا باشد موضوعی اگرنه در نام ان، بکر ولی بسیار جذاب و به طور رسمی هنوز ناگشوده است و کمتر بحثی در این زمینه به نتایج عینی و عملی خود رسیده است.   3-1 اهداف پروژه: اهداف عام: هدف کلی این تحقیق،طراحی مجتمع فرهنگی اموزشی(پارک فرهنگی) می باشد. این طرح به عنوان یک شاخصه شهری جوابگوی نیازهای منطقه ای می باشدو بستری مناسب جهت گذراندن اوقات فراغت ,هدایت برخورد های اجتماعی,بروز خلاقیت ها و تبادل فرهنگ و ... خواهد بود.  مجموعه فعالیتهایی که می تواند در طراحی یک مرکز فرهنگی مدنظر قرار بگیرد(تصویرکلی از برنامه عملکردی فرهنگسرا) به 5 دسته تقسیم می شود : فضاهای فرهنگی وهنری. فضاهای آموزشی و تحقیقاتی . خدمات نمایشگاهی. حوزه اداری . حوزه رفاهی و خدماتی. اهداف خاص: ایجاد بستری مناسب جهت ایجاد نگرشی نو نسبت به تعلیم و تربیت انعطاف بذیر بودن فضای اموزشی . فرهنگی ارتقائ کیفیت حضور اجتماعی مردم بالا بردن سطح اگاهی مردم استفاده از پتانسیل ها و قابلیت های موجود شهری طرح فضای شهری با کاربرد عمومی فرهنگی و اشاعه فرهنگ محلی تدوین مبانی و معیارهای لازم جهت سازماندهی فضایی کیفیت امیزش طرح با محله مربوطه چه از نظر زیبایی فیزیکی وچه از نظر عملکردو ارتباط تلاش در جهت استفاده از شمایلی از خطوط معماری ایران تاکید بر محورها که از اصول سازماندهی و گونه شناسی معماری ایرانی است.   مبانی نظری عام: با توجه به خصو صیات مجتمع فرهنگی می توان دیدگاه های زیر را در این طرح  در نظر گرفت: طرح یک شاخصه شهری(land mark ) با در نظر گرفتن قابلیت تعمیم طراحی صحنه به منظور بالا بردن کیفیت سیمای شهرو ایجاد پشت صحنه ادراک بصری مجموغه شهری فعال کردن کل سایت از طریق تدوین و طراحی حوزه های مختلف در ارتباط با طبیعت و طراحی فضای بازمانند:الاچیق های فرهنگی,امفی تئاتر رو باز,باغ مجسمه,فضاهای طراحی شده برای مطالعه در فضای باز و.... انگیزه ایجاد این فعالیتها :                              ـ اموزش همراه با تفریح .                              ـ فعال کردن کل سایت .                              ـ هدفدار بودن حرکت در سایت .                                   ـ ارتباط فضای باز با فضای بسته . توجه و طراحی فضای سبزمانند: پرورش گیاهان(طراحی گلخانه,برکه های کم عمق و...). برنامه زمان بندی: مراحل تحویل طرح به شرح زیر می باشد: فرهنگ واژه ای فارسی و مرکب از دو جزء ( فر) و ( هنگ) است: فر پیشوند و به معنی جلو، بالا بر و پیش آمده و در قالب اسمی به معنی شکوه، درخشندگی و بزرگ است. ( هنگ) از ریشه اوستای ( تنگنا) و به معنای کشیدن، سنگین و وزن می باشد. این واژه مرکب از نظر لغوی به معنی بالا کشیدن بر کشیدن است، و در جای دیگر به معنای علم ادب و دانش، معرفت، تعلیم، تربیت و اثار عملی و ادبی یک قوم آمده است. در کارنامه اردشیر بابکان به معنی فنون و ارزشها آمده، فردوسی واژه فرهنگ را به معنی و مترادف با دانش و هنر می داند. در قابوسنامه واژه فرهنگ مترادف با هنر و به معنی آموختن و بکاربستن آمده است و امروزه با شروع تعلیم و تربیت جدید در ایران، واژه فرهنگ به معنی آموزش و پرورش بکار رفته است.    2-1-1تعریف فرهنگ به معنای خاص ( نظام فرهنگی) در این مفهوم فرهنگ هر جامعه در یک زمان مشخص مجموعه معانی مورد قبول آن جامعه است که برای حمایت از آن در نهایت از اجبار فیزیکی ( زور) نیز سود می جوید و برای درونی کردن آنها تلاش می کنند ( نهادهای آموزشی به وجود می آورد) نهادها خود بر اساس آن معانی شکل می دهند و نمادهای نشان دهنده آن معانی را تقویت می کند. در این جا فرهنگ معنای خاص می یابد به مجموعه ایی از معانی در حوزه وسیع فرهنگ ( به عنوان یک مقوله) اطلاق می شود. این معنای فرهنگ را با عنوان نظام فرهنگی مشخص می کنیم حاصل این نام گذاری آن که در هر جامعه ای مجموعه ایی از معانی مورد قبول وجود دارد که اجباراجتماعی از آن حمایت می کند. بعضی از معانی این مجموعه اصلی و بعضی دیگر فرعی هستند. اما بنا به وحدت جامعه همه آنها از نظمی سیستمی پیروی می کنند و شکل نسبتا منظم به خود می گیرند. به همین دلیل می توان آن را نظام فرهنگی نام نهاد. تعاریفی از قبیل هویت جمعی تمایز بخش جوامع از یکدیگر است. امری که در همه وجوه زندگی اجتماعی ساری و جاری است، امری که مفهوم نهادها محسوب می شود و نظایر اینها چنین معانی از فرهنگ را مد نظر دارند در این معنی ( نظام فرهنگی) فرهنگ مبنای شکل گیری و تداوم هویت جمعی و جامعه است.

3-1- 1    تعریف فرهنگ عمومی

حوزه ای از معانی و فرهنگ را که اجبار حکومتی از آن حمایت می کند. حوزه رسمی فرهنگ ( نظام فرهنگی) و حوزه ای از معانی و فرهنگ را که اجبار اجتماعی ( اجبار اعمال شده از سوی هر شخصی در نقش غیر حکومتی) از آن حمایت می کند حوزه عرفی فرهنگ ( نظام فرهنگی عمومی) می نامیم. می توان از تقابل مذکور ( دو نوع نظام فرهنگی براساس دو نوع اجبار حامی هر یک) به عنوان تقابل رسمی و غیر رسمی یا دولتی و مردمی هم یاد کرد و با تبدیل مفهوم مردمی یا غیر مردمی یا غیر مردمی به مفهوم   عمومی از فرهنگ عمومی در مقابل با فرهنگ رسمی نام برد براساس تقسیم بندی فرهنگ عمومی حوزه ای از نظام فرهنگی جامعه است که پشتوانه ان اجبار قانون و رسمی نیست بلکه تداوم آن در گروه اجبار اجتماعی اعمال شده از سوی آحاد جامعه و تشکلها و سازمانهای غیر دولتی ( غیر رسمی) است. بر خلاف حوزه فرهنگ رسمی که در نهایت اجبار فیزیکی از آن حمایت می کند. حوزه فرهنگ عمومی عمدتا" بر پذیرش و امتناع استوار است و عدم پایبندی به آن مجازات را در پی ندارد. فرهنگ عمومی در کنار فرهنگ رسمی در همه حوزه های زندگی اجتماعی خانواده حکومت، اقتصاد، آموزش و پرورش و... و نظایر اینها حضور دارد. از این رو نیم توان آن را به حوزه مشخصی محدود نمود. فرهنگ عمومی سازندگان و حاملان خاص خودش را داراست که دوست تنها به بخشی از آنها نظارت دارد. نزدیک شدن به فرهنگ عمومی و اصلاح آن از طریق بخشنامه میسر نیست و بر مبنای شناختی که از آن ارایه شد. گذراندن مصوبه قانونی برای فرهنگ عمومی نامناسب ترین و احتمالا ناکارآمدترین شکل برخورد می باشد چرا که با ویژگی های فرهنگ عمومی مبانیت دارد. بلکه تدبیرهای مدیریتی ( مردم گرایانه) لازم است تا با ایجاد ساز و کارهای مناسب در اصلاح آن بکوشند.

تعاریف فرهنگ از دید جامعه شناسانادوارد تایلور ( مردم شناسی انگلیسی) : فرهنگ مجموعه علوم، دانشها، هنرها، افکار و عقاید، اخلاقیات، مقررات و رسوم و عاداتی است که انسان به عنوان یک عضو جامعه کسب کرده باشد.دکتر علی شریعتی : فرهنگ را مجموعه تجلیات معنوی، هنری، تاریخی، ادبی، مذهبی و احساس یک قوم به صورت سمبلها، علایم، آداب و رسوم، سنتها، آثار و رفتار جمعی که در طول تاریخ یک قوم فراهم آمده می داند که این تجلیات جنس، روح، فطرت و خصوصیات اجتماعی و زیست مادی، روابط اجتماعی و ساختار اقتصادی آن جامعه را توجیه نماید. انواع فرهنگ

 فرهنگ بعنوان یک نیاز ضروری جامعه : فرهنگ بعنوان یک نیاز ضروری جامعه در شکل پیچیده و تکامل یافته امروزی، نیازها و ملزوماتی دارد و این نوشتار درصدد توضیح و تشریح فیزیکی کالبدی فعالیتهای فرهنگی است. اگرچه امروزه وسائل ارتباط جمعی همچون تلویزیون و رادیو امواج فرهنگی خود را همه روزه داخل خانه ها انتشار می دهند لیکن بسیاری از امور فرهنگی تنها در مکانهای مخصوص به خود صورت می پذیرد. مکانهایی همچون کتابخانه ها، سینماها، تئاترها امروزه جزء فضاهای قطعی یک مجموعه شهری در آمده و بدون آن شهر از خلا فرهنگی محسوسی رنج خواهد برد. اگر چه این قبیل فضاها به لحاظ کمی مخاطبان کمتری نسبت به وسائل ارتباط جمعی دارند، اما نمی توان مدعی شد که ازنظر کیفی از اهمیت کمتری  برخوردار هستند مزیت عمده مراکز و مجموعه های فرهنگی نسبت به رسانه های گروهی در آن است که فرد ابتدا احساس علاقه کرده و سپس اراده می کند و به یک مرکز فرهنگی برای مشاهده و یا انجام یک کار فرهنگی می رود. بنابراین او با میل خود بسوی یک کار فرهنگی رفته، لذا بنحو بارزتری از آن بهره مند می شود. در حالی که برای مثال تلویزیون امروزه یک پدیده تا حدی تحمیلی و یکطرفه در خانه می باشد، بینندگان حتی در صورت عدم اشتیاق از برنامه های آن استفاده می کنند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که مراکز فرهنگی از قدرت تاثیرگذاری بیشتری روی فرد و جامعه برخوردار بوده و همچنین به علت قدرت انتخاب استفاده کننده از این مراکز، این مراکز باید واجد شرایط کیفی و جاذبه خاصی بوده و تا بتواند استفاده کننده را بخود جذب نماید و بعد از این مرحله قدرت تاثیرگذاری مجموعه های فرهنگی بر فرد استفاده کننده به حداکثر می رسد.    5-1-1فولکور ( folkore ) یا فرهنگ مردمی فولکور عبارت است از ( باورها و اعمال گروهی بدون نظریه علمی و فاقد پشتوانه ای منطقی) دارای خصوصیات زیر: فولکور، اعمال و رفتارهای جمعی و گروهی است که در بین عامه مردم رایج باشد. بنابراین عمل و رفتار یک نفر یا یک خانوار را نمی توان فولکور نامید. اعمال و رفتارهای فولکوریک به مناسبت و بنابر مقتضیات تکرار می شود یعنی آنچه که یک یا چند مرتبه یا فقط در دوره ای محدود اتفاق می افتد در شماره فولکوریک نیست. فولکوریک، نه به طور خاص، بلکه در مجموعه فعالیتهای زندگی نقشی را بعهده دارد. ابداع کننده و بوجود آورنده و زمان شروع رفتارها و اعمال فولکوریک معلوم نیست و این پدیده ها به تدریج بوسیله عامه مردم بوجود آمده است. مقدار زیادی از اعمال و رفتار فولکوریک بی ادبانه و خارج از نزاکت تلقی گردیده و معمولا در محافل رسمی از بیان یا انجام آنها خودداری می شود.

1-6-1-1 فرهنگ نمادی

هنگامی که فرهنگ در قالب نمادها ظاهر می شود می توان از جلوه دیگری از فرهنگ یاد نمود که با این عنوان در فرهنگ نمادین، نمادی شده مشخص می شود. تفهیم و تفهم و آموزش از طریق فرهنگ نمادین انجام می شود و آثار هنری کتب و نوشته ها نیز از این نوع هستند. 2-6-1-1 فرهنگ نهادی شکل دیگر بروز فرهنگ ( معنی) بروز آن در رفتار یا عمل فرد است، رفتار افراد در جامعه در طی زمان با هم ترکیب و رسوب بندی شده و شکل هایی از رفتار را تثبیت می کند که از آن به عنوان نهاد یاد می شود هنگامی که فرهنگ در شکلهایی از رفتار تثبیت شده بارز گردد و مورد عمل قرار گیرد به ان فرهنگ نهادی شده گویند. 3-6-1-1 فرهنگ متبلور تجلی فرهنگ در رفتار تنها محدود به رفتارهای رسوب بندی شده نیست. به عبارت دیگر فرهنگ تنها در قالب نهادهای متضمن معنی و تعیین کننده شکل یا شیوه رفتار متجلی نمی شود بلکه فراتر از اینها در تغییراتی که انسان در طبیعت ایجاد می کند نیز بارز می شود.  از جمله در ابزار و آثار که آنها هم معانی را در خود حفظ می کنند. این مجموعه را می توان آثار فرهنگی نام نهاد که شامل ابزارها نیز می شود آثار مزبور مادی هستند و به کار عمل می آیند بعد از خلق بیشتر مادی هستند تا معنوی، اما همیشه بدان معنایی هستند. که در خلق آنها منظور شده و همیشه وابسته به حوزه معنا باقی می مانند. اگر این تقسیم بندی را بپذیریم می توان فرهنگ را واقعیتی دانست که در چهار شکل تجربه می شود: درون تجربه ای به واسطه نمادها ( از طریق تجربه درونی و تجربه نماد به صورت تجربی) نهاده، آثار، ابزار. 4-6-1-1 فرهنگ مادی به مجموعه فعالیت هایی اطلاق می شود که محسوس و ملموس و قابل اندازه گیری با موازین کمی و علمی است. مانند: فنون، ابزارهای کاربردی و تولیدی، داروهای شیمیایی، برقی و... 5-6-1-1 فرهنگ غیر مادی به موضوعات و مسایلی گفته می شود که قابل اندازه گیری با موازین کمی نیست و به آسانی نمی توان آنها را مقایسه و ارزیابی نمود مانند: معتقدات، ضوابط خویشاوندی، زبان و هنر، ادبیات و رسوم و... که در واقع هویت فرهنگی یک جامعه را تشکیل می دهد و بالطبع از دست دادن یا به عاریت گرفتن آن ضایعه ای است که قومیت یک گروه اجتماعی را تهدید می کند. در صورتی که فرهنگ مادی را می توان با گرفتن از فرهنگ های دیگر توسعه داد و غنی کرد. بعضی از تقسیم بندی ها فقط فرهنگ غیر مادی را ( فرهنگ) نامیده و مطالعه ی آن را کار مردم شناسی و فرهنگ مادی را ( تمدن) دانسته، و تحقیق درباره ی آن را موضوع جامعه شناسی می دانند.   1-1-7 ویژگیهای فرهنگ جامعه شناسی فرهنگ برای فرهنگ ویژگی هایی قائل است: فرهنگ ردای حیات اجتماعی است. همواره در حال تغییر است. تغییر و تحول فرهنگها ریشه در شرایط بیرونی و درونی آنها دارد. میزان نوع و تاثیر عوامل جهت تغییر در فرهنگها را معین می کند. مجموعه تغییرات در بخش های مختلف غیر فرهنگی به تحول فرهنگی می انجامد که حاصل آن تکامل فرهنگهاست. عنصر در تحول فرهنگها نوع رابطه بین آنهاست. بین فرهنگ و جامعه رابطه ای دو سویه وجود دارد.

ایستایی فرهنگ عناصر فرهنگی

فرهنگ به عنوان موجودب پویا و نه تنها حاوی و متضمن معنی بلکه سرشار معنی همیشه در معرفی دگردیسی و تحول است پس می توان گفت ایستایی را یکی از آسیب های بنیادی فرهنگ قلمداد نمود. روحیه مناسک گرایی یعنی تقدم یابی پاره ای از هنجارها که در زمانی خاص هنجارهای مقبول و پذیرفته شده و شاید موثری بوده اند یکی از عوامل یا دست کم یکی از انواع مهم ایستایی فرهنگی است. ساخت فرهنگی به طور معلوم از عنصر فرهنگی، ترکیب فرهنگی و حوزه فرهنگی تشکیل می گردد. بدین معنی که کوچکترین موضوع و واحد قابل تعریف و تشخیص را عنصر فرهنگی و مجموعه ترکیبهای فرهنگی را که در یک منطقه دارای شکل و محدوده متمایز است ( حوزه فرهنگی) می گویند. فرهنگ دارای سه عنصر مهم است که عبارتند از: عناصر عمومی، عناصر تخصصی و عناصر اختراعی یا ابداعی

عناصر عمومی : راه یا راههای مشترک زندگی مردم، طرز تهیه غذا، راه تهیه لباس، طرز تکلم و زبان و ادبیات رابطه افراد جامعه با هم و... جزء عناصر عمومی فرهنگ یک جامعه قلمداد می شوند و همه در معرض تغییر هستند.عناصر تخصصی : مخصوص گروههای معین هستند مثل مشاغل و راه انجام آنها و اینکه چگونه در تامین اجتماعات جامعه موثر می باشند و از جهات مختلف تغییر می کنند.

شامل 115 صفحه فایل word قابل ویرایش



خرید و دانلود دانلود پروژه طرا حی مجتمع فرهنگی آموزشی (پارک فرهنگی)


دانلود تحقیق در مورد مبنا و هدف حقوق

دانلود تحقیق در مورد مبنا و هدف حقوق

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 24

 

مبنا و هدف حقوق

درباره مبنا و هدف قواعد حقوق اختلاف بسیار است, چندان که می توان گفت تا کنون در هیچ یک از مسائل اجتماعی بدین پایه بحث و گفتگو نشده است. کاوش در این باره که حقوق بر چه مبنایی استوار است و هدف از قواعد آن چیست, پیشینه ای درخشان دارد و از زمان حکیمان یونان تا کنون اندیشه هزاران نویسنده و متفکر و دانشمند را به خود مشغول داشته است.

این اختلاف را اسباب گوناگون دامن می‌زند؛ چنان که پیروان مذاهب و دانشمندانی که فکر ایجاد حقوق جهانی را در سر می‌پرورانند سهم بسزایی در این راه دارند, ولی, رابطه اصلی همه گفتگوها را باید در این دو نکته جستجو  و خلاصه کرد:

1-تاریخ زندگی بشر ستمهایی را که حکمرانان زورگو بر مردم روا داشته اند هیچ گاه از یاد نمی برد. قربانیان این جنایات همیشه در پی آن بوده اند تا چاره ای برای این درد بیابند و به وسیله ای از خودکامگی فرمانروایان بکاهند. احترام به حقوق فطری یکی از این وسایل است: گروهی از خردمندان کوشیده اند تا با طرح این فکر که << قواعدی برتر از اراده حاکم نیز وجود دارد و حقوق باید از آن قواعد عالی و طبیعی پیروی کند>> مانعی در راه تجاوز حکومت ایجاد کنند و قیام و مقاومت مردم را در برابر بی‌عدالتیها موجه سازند.

از سوی دیگر, طرفداران حکومت نیز بیکار ننشسته‌اند و در برابر پیروان حقوق فطری این فکر را پرورده‌اند که مبنای اصلی حقوق اقتدار دولت است و حاکم نماینده خداوند و مامور اجرای فرمانهای اوست.

2-انسان موجودی است مستقل و با خواستها و نیازهای ویژه خود, شخصیتی ممتاز از دیگران دارد. ولی, زندگی همین فرد مستقل چنان به سرنوشت دیگران آمیخته است که گویی پاره ای از اجتماع است و هیچ وجود مستقلی در برابر آن ندارد. زندگی فردی و اجتماعی انسان دو چهره گوناگون از حقیقت زندگی اوست و مهمترین مساله درباره هدف حقوق این است که چگونه باید     ضرورتهای این دو زندگی را با هم جمع کرد و مقصود نهایی از قواعد حقوق تامین کدام یک از آنهاست؟

از همین جاست که دو مکتب اصلی تمام مسائل حقوقی و اقتصادی را تحت تاثیر قرار داده است: بعضی طرفدار اصالت فرد و تامین آزادی او شده اند و بعضی دیگر منافع جامعه و ضرورتهای زندگی مشترک را بر حقوق فردی برتری داده‌اند.

بدیهی ترین مفهومی که همه از حقوق و قانون دارند این است که قواعد آن بر اشخاص تحمیل می‌شود و ایجاد الزام می‌کند. پس این پرسش در ذهن هر اندیشمند طرح می‌شود که چرا باید از قانون اطاعت کرد؟ چه نیرویی پشتیبان آن است و چه جاذبه‌ای ما را به اجرای قواعد آن وادار می‌سازد؟ این نیرو و جاذبه پنهانی را <<مبنای حقوق>> می نامند.

گفته شد که انسان موجودی اجتماعی است و برای نگاهداری اجتماع خود لازم دیده است که قواعدی بر روابط اشخاص حکومت کند. پس, از لحاظ تاریخی, مفهوم حقوق با دولت (به معنی عام) ارتباط نزدیک دارد و هدف اصلی آن ایجاد نظمی است که این همزیستی را تامین کند. ولی, با از بین رفتن حکومتهای خودکامه, این بحث به میان آمده است, که آیا نقش حقوق تنها نگاهداری اجتماع و تضمین بقای حکومت است, یا باید بر پایه عدالت و انصاف باشد و برای هرکس حق و تکلیفی را شناسد که شایسته و سزاوار است؟

به این پرسش دو پاسخ گوناگون داده شده است:

1-مبنای اصلی حقوق عدالت است: بدین ترتیب, هم قانونگذار باید از قواعد عدالت پیروی کند و هم پیروان قانون در صورتی ناگزیر از اجرای آنند که دستورهای حکومت را عادلانه بیابند. بر پایه این نظر, قاعده‌ای که با مبنای اصلی خود (عدالت) در تعارض است, فقط صورت قانون را دارد و اگر به ظاهر نیز اشخاص ملزم به اطاعت از آن شوند, در وجدان خویش تکلیفی در این باب ندارند. لزوم احترام به اصول حقوقی ناشی از اراده حکومت نیست؛ به خاطر آن است که انسان به حکم فطرت خویش خواهان دادگستری است و به اصولی که این هدف را تامین کند احترام می‌گذارد.

به طور خلاصه, قاعده‌ای به عنوان ((حقوق)) قابل احترام است که علاوه بر تامین آسایش و نظم عمومی, حافظ عدالت نیز باشد.

2-مبنای حقوق قدرت حکومت است نه عدالت: قاعده حقوقی، خود به خود و به دلیل پشتیبانی دولت، همیشه محترم است، خواه هدف آن حفظ نظم یا اجرای اصول عدالت باشد. پس هیچ کس نمی‌تواند به بهانه بی‌عدالتی از اجرای قاعده حقوقی سر باز زند یا در برابر آن مقاومت کند.

در این پاسخ, به حقایق مادی و خارجی بیش از آرمانهای حقوقی توجه می‌شود. گویندگان آن بی‌هیچ پیرایه‌ای اعلام می‌کنند که آنچه حقیقت دارد این است که طبقه حاکم سایرین را وادار به اجرای قواعد حقوق می‌کند و این گروه نیز ناگزیر از رعایت آن هستند.

آنان که عدالت را مبنای حقوق می‌شمرند, معتقد به وجود قواعدی والا و طبیعی هستند که برتر از اراده حکومت است و دولتها وظیفه دارند که آن قواعد را به دست آورند و حمایت کنند. ولی, طرفداران نظر اخیر حقوق را ناپایدار و ناشی از وضع حکومت و سیر تاریخی هر جامعه می‌دانند به همین مناسبت, نظر گروه نخست را ((مکتب حقوق فطری یا طبیعی)) و نظر دیگر را ((مکتب تحققی)) می‌نامند.

ماهیت نظام حقوقی

رومیان حقوق را هنر دادگری می‌دانستند و پیروان مکتب تحققی آن را در شمار سایر علوم آورده‌اند. در میان نویسندگان کنونی نیز اختلاف است که آیا حقوق را باید در زمره هنرها آورد یا در شمار علوم؟

درباره معنی درست علم و هنر و تفاوت این دو گفتگو بسیار است: مرسوم است که گویند، علم شناسایی اصولی و منظم قواعدی است که برطبق آنها حوادث جهانی که در آن به سر می‌بریم رخ می‌دهد.

دانشمندان رویدادها را چنان که در خارج هست, در نظر می‌گیرد و در پی استنباط قوانین حاکم بر پدیده‌ها و تشخیص رابطه علیت بین آنهاست؛ در حالی که در نظام هنری برای رسیدن به هدف خاص تلاش می‌شود و بر پایه ابداع فکر بشر و شوق رسیدن به کمال مطلوب استوار است. هنرمند تاثر خود را از عالم خارج را مبنای کاوش قرار می‌دهد و تنها به دسته‌بندی حوادث خارجی قناعت نمی‌کند.

به نظر پیروان مکتب تحققی اجتماعی, وظیفه حقوق عبارت از کشف و مطالعه قواعدی است که برگروههای انسانی حکومت دارد: یعنی حقوق علم محض است و موضوع آن بررسی حوادث اجتماعی و سیر تاریخی آنها و کشف قواعد حاکم بر رویدادهای اجتماعی است. ولی, چنان که در مبنای حقوق دیدیم, باید انصاف داد که در ایجاد قواعد حقوقی تنها مشاهده و تجزیه و تحلیل امور اجتماعی دخالت ندارد و دولت در هنر حکومت کردن و وضع قانون از شوق رسیدن به هدفها و آرمان خاص نیز الهام می‌گیرد.

وانگهی, این نکته مسلم است که قانون نمی‌تواند حکم تمام وقایعی را که در اجتماع رخ می‌دهد پیش‌بینی کند و خواه و ناخواه, دانشمندان حقوق و دادرسان باید قانون را تفسیر کنند و قواعد کلی را بر مصداقهای آن منطبق سازند, و در این راه بی‌تردید از آنچه موافق عدالت می‌بینند پیروی خواهند کرد و عقاید اخلاقی و مذهبی ایشان در ساختن و پرداختن احکامی که به دست می‌آورند تاثیر فراوان دارد.

پس, بر مبنای تعریفی که از علم و هنر شد, باید گفت نظام حقوقی هر دو جنبه را داراست. زیرا در ایجاد قواعد آن از حوادث اجتماعی و آرمانهای اخلاقی هر دو استفاده می‌شود: از طرفی باید نیازمندیهای اجتماع را با مشاهده وقایع خارجی تشخیص داد و به روش سایر علوم رابطه علیت بین حوادث را دریافت. از سوی دیگر, بایستی در پی بهترین قواعد بود و از میان مقرارت به دست آمده آن را برگزید که با نیازمندیهای اجتماعی سازگارتر باشد. به گفته ژنی, حقوق هنری است که بر مبنای علم استوار شده: بدین تعبیر که هنر در گزینش نهایی به کار می‌رود، ولی قواعد به شیوه علمی به دست می‌آید.

رابطه حقوق با سایر علوم

حقوق از علوم اجتماعی است, زیرا هدف آن جستجو قواعدی است که بر اشخاص، از این جهت که عضو جامعه‌اند، حکومت می‌کند. حقوق با جامعه شناسی ارتباط نزدیک دارد, زیرا حقوق رشته‌ای از علوم اجتماعی است که اجتماع انسانها را تنها به منظور کشف قواعدی که نظم و صلح را تامین می‌کند, مورد مطالعه قرار می‌دهد.

از سوی دیگر، اجرای قواعد حقوقی مستلزم ایجاد یک سلسله وقایع اجتماعی است که به نوبه خود باید از طرف جامعه‌شناس بررسی شود. قانونگذار و دادرس, و به طورکلی هر عالم حقوق, برای به دست آوردن قواعد حقوقی و تفسیر قوانین موجود, باید به روش تحقیق در جامعه شناسی آگاه باشد و با استفاده از شعبه های گوناگون این علم, آن قواعد را متناسب با نیازهای اجتماع کند.

با وجود این، نباید پنداشت که حقوق‌‌، به گونه‌ای که امروز وجود دارد, تنها شعبه ویژه ای از جامعه شناسی است و در برابر آن استقلال ندارد. زیرا گذشته از روشهای تحقیق خاص, دیدیم که حقوق تنها علم نیست و از پاره‌ای جهات چهره هنری دارد.

هدف حقوق تنها کشف قواعد حاکم بر تحول اجتماع و بررسی عادات و رسوم موجود نیست. هدف نهایی این است که با استفاده از وسایل علمی, به قواعدی دست یابد که بهتر بتواند عدالت و نظم را در جامعه مستقر سازد و سعادت مردم را تامین کند.

وانگهی در نظامهای حقوقی مکتبی, قواعد حقوق در چهارچوب معین و برای رسیدن به هدفهای ویژه‌ای تدوین می‌شود که با روش آزاد و تجربی جامعه شناسی منافات دارد.

رابطه حقوق و اقتصاد سیاسی:

حقوق و اقتصاد سیاسی از علوم وابسته به یکدیگر است. برخلاف آنچه بعضی ادعا می‌کنند, نه در کاوشهای اقتصادی می‌توان به قواعد حقوقی بی‌اعتنا ماند و نه در وضع و اجرای قوانین ممکن است عوامل اقتصادی را نادیده گرفت. پدیده‌های حقوقی و اقتصادی در یکدیگر اثر متقابل دارد: برای مثال, همان گونه که وضع تولید و توزیع ثروت در چگونگی قواعد مربوط به مالکیت اثر دارد, قوانین ناظر به حدود اختیار مالکان و تنظیم روابط آنها نیز در مقدار و کیفیت تولید موثر است.

دانشمند اقتصادی که می‌خواهد بهترین راه را برای ازدیاد تولید و عادلانه‌ترین شیوه توزیع ثروت بیابد, ناچار باید قواعد حقوقی را که بر این امور حاکم است بداند و مقررات بیع و تقسیم و اجاره را که وسیله انتقال و بهره‌برداری از اموال است, بشناسد. از سوی دیگر, قاعده‌ای که بدون توجه به ضرورتهای اقتصادی وضع شود و با نتایج علمی که از اقتصادی سیاسی به دست آمده است مخالف باشد, نمی‌تواند نظم و صلح را در جامعه مستقر سازد و چه بسا که کهنگی و بی‌تناسبی این گونه قواعد سبب انقلابات خونین نیز بشود.

در جهان امروز, اقتصاد سیاست دولتها را نیز رهبری می‌کند و یکی از مبانی اصلی قواعد حقوقی است, منتها در این راه نباید مبالغه کرد. زیرا درست است که نیازمندیهای مادی و اقتصادی برای ادامه زندگی اهمیت فراوان دارد, ولی انسان غرایز و نیازمندیهای دیگری هم دارد که در ساختمان قواعد حقوقی موثر است. نیاز انسان به محبت و آزادگی و میل به تعالی و دانستن و داشتن اختیار و قدرت و بسیاری غرایز دیگر را باید به نیازهای مادی او افزود و قدرت مذهب و رسوم و سنتهای پیشین را به حساب آورد تا مبنای واقعی قواعد حقوق از اختلاط آنها به دست آید. به همین جهت است که علوم فلسفی و اخلاقی را نیز در زمره مبانی مسلم حقوق می‌آورند.

رابطه حقوق و علوم سیاسی:

موضوع علوم سیاسی مطالعه روش حکومت در جامعه است. در این علم مبنای قدرت عمومی و چگونگی ایجاد و اعمال آن مورد بررسی واقع می‌شود. با این ترتیب, علوم سیاسی در مطالعه قواعد حقوق سهم بسیار موثر دارد. زیرا حقوق زاییده قدرت عمومی است و تنها با تحقیق در چگونگی این قدرت است که می‌توان به روند ایجاد و اساس هدف قواعد حقوقی پی‌برد.

برای مثال, در حکومتهای پارلمانی, قدرت رای اکثریت است که حقوق را به وجود می‌آورد و اساس آن را آرمانها و اصولی تشکیل می‌دهد که در ایجاد قواعد حقوقی و تحولات آنها تاثیر فراوان دارد. اصل آزادی قراردادها, که هم اکنون مبنای بخش مهمی از قواعد مربوط به معاملات است, از اندیشه های فلسفی مربوط به حاکمیت اراده و آزادی انسان ناشی شده است. اصل سیاسی تساوی مردم در برابر قانون سبب می‌شود که جز در مورد حمایت از محجوران, هیچ امتیازی برای پاره‌ای از مردم در برابر دیگران نباشد.

منتها, باید توجه داشت که در وضع قوانین هیچ گاه نمی‌توان از تمام نتایج این اصول پیروی کرد و در بسیاری از موارد جمع بین آنها امکان ندارد. برای مثال, می‌توان گفت ((برابر مدنی)) مردم مستلزم این است که از نظر اجتماعی نیز همه وضع مساوی داشته باشند و تامین این برابری با اصل لزوم رعایت آزادی منافات دارد. زیرا در اثر آزادی معاملات قدرتهای بزرگ اقتصادی به وجود می‌آید که به آسانی می‌تواند دیگران را در نفوذ خود بگیرد و تساوی مورد نظر را از بین ببرد. به همین جهت, پاره‌ای از نویسندگان به درستی دریافته‌اند که در دولتهای کنونی فکر تساوی بر اصل آزادی غلبه دارد و دولتها، با مداخله در چگونگی انعقاد قراردادها و محدود ساختن شرکتهای بزرگ, اصل آزادی قراردادها را به منظور ایجاد تساوی بین اشخاص محدود ساخته‌اند.

رابطه حقوق و علوم طبیعی و ریاضی:

علوم طبیعی و ریاضی با حقوق رابطه مستقیم ندارد. ولی اختراع و پیشرفت در دانش تجربی و عقلی از دو جهت در حقوق و چگونگی اجرای قواعد آن موثر واقع شده است:

1-استفاده از قوای مربوط به بخار و برق و اتم محیط زندگی اجتماعی و نیازهای انسان را به کلی دگرگون ساخته و وضع قواعد جدید حقوقی را ایجاب کرده است؛ چنان که قواعد مربوط به حمل و نقل در زمانی که از نیروی حیوان و انسان برای باربری استفاده می‌شد, برای حل مسائل مربوط به حمل و نقل هوایی و دریایی امروز کافی به نظر نمی‌رسد. آسان شدن تجارت بین‌المللی قواعد تازه‌ای در زمینه اسناد تجارتی و حمایت از صنایع و اختراعات و قواعد مربوط به بیع ایجاد می‌کند, و امکان تلقیح مصنوعی و تحولی که در زمینه زیست‌شناسی ایجاد شده در حقوق خانوادگی و رابطه زن و شوهر موثر واقع شده است.

2-علم حقوق در بسیاری از کاوشهای اجتماعی از علوم طبیعی و ریاضی استفاده می‌کند: وسایل علمی مربوط به انگشت‌نگاری و کاوشهای روانی و پزشکی درباره بزهکاران تحول اساسی در حقوق جزا به وجود آورده است.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید



خرید و دانلود دانلود تحقیق در مورد مبنا و هدف حقوق


دانلود فایل فلش هواوی huawei gra-tl00 بیلد نامبر c01b173 با لینک مستقیم

موضوع :

دانلود فایل فلش هواوی huawei gra-tl00 بیلد نامبر c01b173 با لینک مستقیم 

مشخصه فایل : 

p8 firmware (gra-tl00, android 5.0, emotion ui 3.1, c01b173, china mobile) .zip

اندروید:5.0

تست شده و بدون اشکال

میتوانید فایل فلش این مدل گوشی را از طریق لینک مستقیم دانلود نمایید

با تشکر گروه آدا فایل

 

 

 



خرید و دانلود دانلود فایل فلش هواوی huawei gra-tl00 بیلد نامبر c01b173 با لینک مستقیم