
جواب تمارین کتاب Schritte plus 1
فایل های PDF به زبان آلمانی و در 11 صفحه است.
فایل PDF با بهترین کیفیت و با قابلیت جستجو و کپی برداری از متن است.

مقدمه
گروهی از انسانها همیشه مطابق با نظرات و اعتقادات خود صحبت میکنند. اگر از آنها در مورد موضوعی سؤال شود با صداقت به سؤالات پاسخ میدهند، در عقاید خود ثابت قدم هستند و تحت هر شرایطی پاسخ یکسان به سؤالات میدهند، حتی اگر پاسخهای آنها طرد اجتماعی به دنبال داشته باشد. گروهی دیگر طوری حرف میزنند که مورد تأئید دیگران قرار بگیرند. اگر از آنها در مورد موضوعی سؤالی شود طوری پاسخ میدهند که فکر میکنند دیگران دوست دارند آنطور پاسخ داده شود. سعی میکنند با قواعد و هنجارهای اجتماعی سازگاری نشان دهند و از طرد اجتماعی در امان بمانند.حرف زدن و رفتار کردن مطابق انتظارات دیگران را پذیرش اجتماعی مینامند. بنابراین پذیرش اجتماعی همانند یک پیوستاری است که در یک انتهای آن پذیرش اجتماعی خیلی بالا یعنی افرادی قرار دارند که نظرات و تجربیان خود را در مصاحبهها و پاسخگویی به سؤالات تغییر شکل میدهند و در انتهای دیگر پذیرش اجتماعی خیلی پایین یعنی افرادی را شامل میشود که بهیچوجه نظرات و تجربیات خود را تغییر نمیدهند. طبیعی است که اکثریت انسانها در حد وسط پیوستار قرار دارند . از آنجا که نگرش مفهومی انتزاعی است ، نمی توان انتظار داشت که صاحب نظران در مورد ماهیت نگرش ها اتفاق نظر داشته باشند . این اختلاف نظر در تعریف نگرش نیز دیده شده است در اینجا به برخی از تعاریف اشاره می شود . نگرش یک وضعیت آمادگی برای عمل در برابر محرکی مانند )شیء ،مفهوم ،موقعیت ( به روش معین و ثابت است )دانافر ، 1379)نگرش می تواند به عنوان یک گرایش و آمادگی برای پاسخگوی مطلوب یا نا مطلوب نسبت به اشیا ء ،اشخاص ،مفاهیم یا هر چیزی تلقی می شود )کریمیان ، 1375) ازکیا نگرش را ، آمادگی ذهنی برای انجام کاری می داند و براساس نظر دروبا می نویسد نگرش عبارت است از وضع روانی که یک فرد انسانی به منظور عمل کردن بر علیه یک هدف معین به خود می گیرد بالدوین نگرش را آمادگی برای توجه یا اقدام به عمل از نوعی مشخصی تعریف می کند توماس و نانیکی نگرش را فرایندی از هوشیاری فرد دانسته ،به طوری که فعالیت واقعی یا احتمالی متناظر با ارزشها و فعالیت های اجتماعی را تعیین میکند و حلقه پیوند بین آنهاست . نگرشهای ناکارآمد، فرضها و باورهای جهتگیرانهای هستند که فرد نسبت به خود، جهان، اطراف و آینده دارد (آبلا و اسکیتچ، 2007). این نگرشها موجب جهتگیری فهم و ادراک فرد از رویدادها شده و احساسات و رفتارها را تحت تأثیر قرار میدهند و فرد را مستعد افسردگی و سایر آشفتگیهای روانشناختی میکنند. درمان شناختی بک، یک نظام روان درمانی است که تلاش میکند تا واکنشهای فرآینده عاطفی و رفتار خودتخدیری را با اصلاح تفکر معیوب یا خطادار و عقاید ناسازگارانهای که زیربنای این واکنشها هستند، کاهش دهد (بک 1976، راش، شاو و امری، 1979 به نقل از گودرزی، 1380). تعامل نگرشهای ناکارآمد با وقوع حوادث منفی، در پیشگویی آغاز دوره افسردگی اساسی و یا افزایش علایم نشانههای افسردگی( در یک نمونه از دانشآموزان دبیرستان )وقتی که نگرشهای ناکارآمد از آستانه خاصی تجاوز کند)، گزارش شده است (لوینسون، جونیر و رود، 2001). گوردون آلپورت عقیده دارد نگرش عبارت است از گرایش به عمل ، که مرکب از یکپارچه سازی پاسخ های ویژه از نظر نوع بوده و به عنوان یک )) آمایه (( عصبی کلی وجود دارد و وقتی که به وسیله محرک خاصی فعال شود منجر به رفتاری می شود که آشکارا تابعی از آن گرایش است تا از محرک فعال کننده ، نکته مهمی که باید درباره این تعریف یاد آورده شد این است که در اینجا نگرش ها به عنوان تعیین کننده های گسترده و عمومی رفتار در نظر گرفته می شود .با توجه به پژوهش های انجام شده ما در این پژوهش به دنبال بررسی رابطه بین پذیریش اجتماعی با نگرش های نا کار آمد در بیندو گروه از دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور شهر سنندج می باشیم.

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 7
فهرست مطالب:
حوزه و علم اخلاق
لزوم آموزش علم اخلاق
«زلّة العالم کانکسار السفینة تغرق و تغرق(۲۴)»
علم اخلاق، درباره نفس و رفتار برخاسته از آنها سخن مىگوید و علم فقه، به کارهاى مکلفان مىپردازد. بنابراین، این دو علم، به گونهاى اشتراک دارند.
در علم اخلاق، «رفتار» از آن جهت که بار ارزشى دارد و آشکار کننده سرشت فرد است، مورد بررسى قرار مىگیرد و اگر عملى، گاهى اتفاق بیفتد، از جهت علم اخلاق مورد توجه نیست. اما در فقه، رفتارى مورد توجه است که دستور بر انجام و بیا ترک آن رسیده باشد، حتى اگر عملى یک بار شخصى آن را انجام دهد، از جهت حقوقى و فقهى، به ارزیابى گذارده مىشود با این که مشترکاتى بین فقه و اخلاق وجود دارد، ولى هر یک از دو علم، از حیثیت و جهت یکسانى بحث نمىکنند. در فقه، بحث از افعال مکلفان است، از جهت تشخیص وظیفه و تعیین حدود و حقوق افراد؛ ولى دراخلاق، موضوع اصلى ارزشهاى اخلاقى و فضایل انسانى، مورد توجه است. آداب مستحبى از نظر فقهى، هیچ گونه الزامى ندارند، امّا همانها رادر رابطه بااصلاح و تهذیب نفس در نظر بگیریم، به گونهاى بایستگى در پى دارند؛ چرا که بار ارزشى دارند. ممکن است عملى از نظر حقوقى ممنوع نباشد، لیکن در چهار چوب علم اخلاق، ناپسند باشند. نیت بد در فقه و حقوق کیفرى ندارد، و لیک در اخلاق، نیت اصالت دارد و تفاوت کارهاى انسانها به نیتهاى آنان بستگى دارد. چه بسا، عملى روى مصالح اجتماعى یا نیازهاى فردى، صحیح و در فقه مباح باشد، امّا پیامدهاى ناگوار اخلاقى داشته باشد. گاهى انسان، ناگزیر است که دروغ بگوید و غیبت کند. این، بى گمان اثر روحى بدى روى شخص مىگذارد، هر چند در فقه رواست.
و از این روى، انسان اگر بتواند در موارد ضرورت نیز دروغ نگوید، بهتر است.
سفارش علماى اخلاق در عمل به تو ریه، براى پرهیز از آثار بد دروغ است. تجرّى اگر خلاف شرع هم نباشد، پیامدهاى ناگوارى در روح و روان آدمى به جاى مىگذارد.
امیر المؤمنین على(ع) حتى به خاطر مصلحت نیز، دروغ نمىگفت. زمانى که عبد الرحمان بن عوف، پیشنهاد کرد که خلافت را بپذیرد به شرط این که برابر سیره دو خلیفه پیش عمل کند، امیر المؤمنین (ع) این شرط را نپذیرفت (۲۰) و خلافت به عثمان واگذار شد.
برخى ضد ارزشها، مانند: دروغ، غیبت، تهمت و فحش در فقه و اخلاق منع شدهاند، لیکن، ملاک بحث در این دو یکسان نیست. علم فقه جنبه حقوقى موضوع را به عهده دارد و علم اخلاق، بعد ارزشى آن را. غیبت، در فقه حرام و موجب هتک حرمت است و در اخلاق، نوعى بیمارى روحى به حساب مىآید که جلو تعالى انسان را مىگیرد. تهمت و فحش و نسبتهاى ناروا در فقه، سبب تعزیر و حد است و در اخلاق، شخص را بى قید و بند و غیر مهذب بار مىآورد.
در آن بخش از مسائل فقهى که جنبه عبادى دارند، همانندى بیشترى بین فقه و اخلاق وجود دارد. همان گونه که نیت در اخلاق اصالت دارد، در عبادات نیز از ارکان اصلى عمل است. نمازى که ریائى باشد بى ارزش است؛ چرا که وسیله نزدیک شدن به حق ارزش است، بلکه دورى از حق را به دنبال دارد.

یکى از سنتهاى حسنه و مستحبات اسلامى که پس ازپیروزى انقلاب اسلامى احیاء گردید، سنت مبارک اعتکاف است.این سنت،در طول تاریخ اسلام و ادیان آسمانى طرفداران و عاملانى داشته و در بلاد اسلامى به طور عموم و شهرهاى شیعه و مراکز حوزوى بطور خاص مورد توجه بوده است.
مساجد شهرهاى مقدس نجف و کربلا و کاظمین و سامرا و مشهد و قم و اصفهان و شیراز و بسیارى دیگر از شهرهاى شیعه،خاطره حضور پر نور نیایشگران و معتکفان«ایام البیض»ماه رجب و احیانا دهه آخر ماه رمضان را در سینه دارد.
این عبادت که قبل از پیروزى انقلاب اسلامى حالت فراگیر و عمومى نداشت،در چند ساله اخیر در میان جمع کثیرى از صالحان و نیکان و خواهران و برادران دینى از اقشار گوناگون اجتماعى به ویژه دانشجویان و طلاب،متداول گردیده است و مساجد بسیارى از شهرهاى ایران و جهان اسلام پذیراى مهمانان خدا در ایام البیض ماه پر برکت رجب است.