
کتاب روش تدریس علوم تجربی و اجتماعی در مدارس ابتدایی
تالیف دکتر کریم عزتخواه
منبع رشته علوم تربیتی دانشگاه پیام نور
شامل 207 صفحه کتاب با فرمت pdf

سیستم آموزشی نقش مهمی در شکلگیری شخصیت افراد دارد به خصوص در مقاطع راهنمایی و دبیرستان. در این دوره حتی ممکن است آنچه که فرد در خانواده تحت تاثیر اعضای آن یاد گرفته، به کلی تغییر دهد یا اصلاح کند.متاسفانه در کشور ما برای ایجاد شوق و رغبت نسبت به کتاب و مطالعه در مدارس عمل نشده است. غیر از اینکه یک حرکت یا برنامه مشخصی برای مطالعه نداریم، کتابخانههای مدارس چندان جدی عمل نمیکنند و ما در موجودی کتابخانه و ادارهکنندگان آن شاهد هستیم که مسئله مطالعه خیلی حاشیهای و پیش پا افتاده تلقی میشود. در این میان غالباً ازبین معلمان و دبیران کسی که مقدار علاقهای به مطالعه داشته باشد به عنوان کتابدار انتخاب میشود، ولو هیچگونه اطلاعی از کتاب و کتابداری نداشته باشد، در این مورد صرفاً همان علاقه کم کفایت میکند و حتی گاهی کتابدار از بین خود دانشآموزان انتخاب میشود بدون اینکه بتواند در میان بچهها جذابیت و ترغیبی برای مطالعه ایجاد کند. همین بیتوجهی باعث نزول سطح مطالعه در بین جوانان ونوجوانان میشود، در حالی که شالودهِ شوق به مطالعه و کتابخوانی در دبستان، مدرسهِ راهنمایی تحصیلی ودبیرستان گذاشته میشود.آمار جدید وزارت ارشاد درباره میزان مطالعه در ایران وسایر کشورهای آماری متاءثرکننده است. براساس این آمار در میبابیم که بیشتر افراد در کشور ما دقایق محدودی را به مطالعه اختصاص میدهند، در حالیکه در برخی از کشورها متوسط ۴ ساعت مطالعه در روز وجود دارد. تفاوت گاه به حدی است که نشانهای غمانگیز از عدم رغبت و علاقه مردم ما به مطالعه و کتاب را به رخ میکشد.کمبود کتابخانهطبق آمار کنفرانس بینالمللی کتابداری و اطلاعرسانی در هر جامعهای برای هر ۳ تا ۵ هزار نفر باید یک کتابخانه عمومی وجود داشته باشد و اگر ما حداقل استاندارد را در نظر بگیریم باید برای هر ۵۰۰۰ نفر یک کتابخانه وجود داشته باشد، یعنی در کشور ما باید حدود ۱۴۰۰۰ کتابخانه عمومی وجود داشته باشد، درحالی که طبق آمار ارائه شده حدود ۱۵۰۰ کتابخانه داریم و اگر کتابخانههای مدارس، حوزههای علمیه و مساجد و غیره را هم در نظر بگیریم در مجموع حدود ۴۰۰۰ کتابخانه عمومی داریم و این بدین معنا است که ۱۱۰۰۰ کتابخانه کم داریم. به عبارت دیگر از هر ۱۰۰ کتابخانه که باید داشته باشیم تنها ۲۰ کتابخانه داریم. در این صورت یک نوجوان یا جوان ۵ بار کمتر کتابخانه میبیند. به عبارت دیگر در وضعی که کتابخانه به عنوان یکی از گزینههای مهم برای پر کردن اوقات فراغت باید خودش را نشان بدهد ۱۵ جایگاه خود را دارد. در بسیاری از مواقع نوجوان یا جوان از وجود جایی به نام کتابخانه بیاطلاع است، یعنی کتابخانه درجایی قرار گرفته که در معرض دید و در دسترس افراد قرار نگرفته است و این باعث میشود کتاب جزو انتخابهای فرد نباشد واگر شخص وقت یا ساعتی برای فراغت داشته باشد بجای کتاب خواندن، به سوی رفتارهای هنجار یا ناهنجار یا تفریحات سالم و ناسالم درکنار دوستان و همسالان خود کشانده میشود. اما او این را نمیداند که میتواند در این اوقات فراغت ساعتی را به کتاب خواندن اختصاص بدهد و به مطالعه بپردازد. در واقع ما در کشورمان ۱۵ حداقل استاندارد جهانی کتابخانه داریم. ما ملتی هستیم که قدیمیترین وغنیترین کتابخانههای دنیا را داشتیم. در کتابخانه خواجهنصیرالدین طوسی (مراغه) بیش از ۴۰۰ هزار جلد کتاب ونسخه خطی قدیمی وجود داشت که نگارش هر کدام از این نسخ همزمان با دورهای است که در اروپا عدد کتابهای کتابخانههای بزرگ و قدیمی آنها به ۱۰۰ یا کمتر از ۱۰۰ کتاب نمیرسید و این درحالی بود که در کتابخانههای معمولی ما حدود ۲۰۰ یا ۴۰۰ هزار جلد کتاب وجود داشت. وقتی امروز ما نسلی داریم که در خانواده جز تلویزیون چیزی ندیده و کتابخانه و کتابخوان در خانه نداشته است و در مدرسهاش کتابخانه بیشتر شبیه به یک انباری خاک گرفته، بسته و غیرقابل استفاده بوده و در جامعه چیزی به عنوان کتابخانه ندیده است، چه توقعی میتوان داشت که در جامعه آن موجی که در جوامع دیگر در
شامل 10 صفحه فایل word قابل ویرایش

دانلود مقاله تحقیقی با موضوع مدل ها و استراتژی های ماتریس
نوع فایل : Word
تعداد صفحات : 39
فهرست محتوا
پیشگفتار
مقدمه
فقدان ساختار علمی در انتقال استراتژیهای تدوین شده به سطوح تصمیمگیری پایین سازمان، باعث بروز مسائلی در بخش صنایع تولیدی میشود. ادبیات استراتژیهای آکادمیک، بیانگر مفاهیم و روشهای تدوین استراتژیها از دیدگاه بازار است، در حالی که بین تدوین استراتژیها و اجرای آنها، اغلب شکافی آشکار بروز میکند. هدف مقاله حاضر، ارائه نوعی مدل تصمیمگیری است که بین مفاهیم استراتژیهای تولیدی و تصمیمگیریهای استراتژیک، مطابق با اصول جریان سیستمهای تولیدی، ارتباط برقرار کند. نتیجه مقاله، بیانگر انتقال استراتژیها از سطوح تصمیمات استراتژیک به سطوح تصمیمگیری براساس اصول جریان زیرسیستمهاست.
براساس تحقیقات آکادمیک انجام شده، الگوی تصمیمگیریهای استراتژیک میبایستی در حوزههای مختلف و براساس فرایند تدوین استراتژیهای تولید، ایجاد شود. در دیدگاه بالا به پایین، تصمیمات استراتژیک براساس موقعیت کسب و کار و محیط بازار، اتخاذ میشوند. روش هدایت مدیریت از طریق تدوین استراتژی، مستلزم تلاش فراوان است. در عین حال، بسیاری از شرکتها دارای روشی ساختارمند برای برقراری ارتباط و اجرای استراتژیهای خود نیستند. به منظور دستیابی به موفقیت در دنیای واقعی، ایجاد مدلی برای پشتیبانی از اجرای استراتژیها در عمل، از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف از ارائه این مدل تصمیمگیری، هدایت استراتژیهای تولیدی به تصمیمات استراتژیک مبتنیبر اصول جریان سیستمهای تولیدی در سطوح زیر سیستمهای کارخانه است. این دیدگاه، محدود به طراحی سیستمهای تولیدی و برنامهریزی و کنترل تولید است.با توجه به اینکه محتوای استراتژیهای تولیدی در طراحی سیستمهای تولیدی و برنامهریزی و کنترل تولید نمایان میباشد، این مقاله، بیانگر مدلی کاربردی در تصمیمگیریهای استراتژیک در ارتباط با جریان سیستمهای تولیدی است.به دلیل فقدان مدلهای تصمیمگیری، نیاز مدیران به تصمیمگیریهای استراتژیک و تنظیم استانداردهای عملکرد مرتبط با جریان سیستمهای تولیدی، وجود مدلی جامع ضروری به نظر میرسد. این مدل، براساس مصاحبهها، بررسیها و مطالعات گسترده، ایجاد و اصلاح شده و گامی است که اجرا و هدایت آن ضروری است…

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه125
مقدمه:
پیشرفت تکنولوژی نساجی در چند سال گذشته به اندازه ای چشمگیر و تغییرات تکنیکی آن به قدری متنوتع بوده است که می توان به جرأت ان را به عنوان دومین تحول بزرگ صنعتی در زمینه تکنولوژی و ماشین سازی به حساب آورد. اگر اولین تحول بزرگ صنعت و نساجی را در قرن نوزدهم به کار افتادن چرخهای این صنعت توسط نیروی مکانیکی بدانیم، به طور قطع دوم تحول بزرگ صنعت نساجی در اواسط قرن بیستم و با ارائه روش های جدید رسیدنگی مانند تولید الیاف فیلامنت ریسندگی اوین اند، و در بافندگی ماشینهای بافندگی بی ماکرو و ماشین های بافندگی چند فازی انجام گرفته است.
دلایل تحول صنعت نساجی به غیر از مسائل اقتصادی و تکنیکی تولیدی، به عوامل زیر بستگی داشته است:
ازدیاد سریع جمعیت در قرن نوزده و بیست سبب شد تا نیاز به افزایش تولید کارخانه های نساجی و در نتیجه افزایش تولید ماشین آلات نساجی بیشتر شود.پیشرفت سریع سایر صنایع در نتیجه کمبود کارگر و بالا رفتن دستمزد در این صنایع باعث شد که کارگران صنعت نساجی دیگر روی آورد. در این مورد تنها راه حل علمی اتوماتیک کردن ماشینها برای کم کردن نیاز به کارگر و به موازات آن افزایش تولید ماشین آلات به منظور قادر ساختن کارخانه های تولیدی به پرداخت دستمزد بیشتر بود.بالا رفتن تمدن ماشینی ملتها و تحول روز افزون مد در زندگی عامه مردم سبب شد تا میزان معرف سرانه منسوجات افزایش یابد.ماشینهای بافندگی از زمان بوجود آمدن دستگاه بافندگی دستی تا مشینهای بافندگی اتوماتیک دوره تکمیلی قابل ملاحظه ای را پشت سر نهاده است. با این وصف اگر مطالعه سطحی در این مورد انجام گیرد، ملاحظه می شود که تکنیک کار ماشین های جدید به همان دستگاههای بافندگی دستی شباهت دارد. با اختراع ماشینهای بافندگی بافندگی بوجود آمد و روشهای بافندگی جدیدی ارائه شد.
در دوره توسعه و تکمیل ماشینهای بافندگی تا زمان بوجود آمدن ماشینهای بی ماکو تحولاتی پیدا شد. در حالیکه بر روی دستگاه بافندگی دستی هر نوع پارچه ای از لحاظ جنس بافته می شد، با مکانیزه شدن این دستگاه ها و بوجود آمدن ماشینهای بافندگی برای هر نوع پارچه ای ماشین مخصوصی ساخته شد. به طور مثال ماشینهای بافندگی برای پارچه های پنبه ای، فیلامنت پشم و غیره ساخته می شد و فقط در همین موارد به کار می رفت. واضح است که این ماشینهای مورد استعمال ویژه ای داشت و فقط برای بافتن پارچه مخصوصی قابل استفاده بود. با عرضه شدن ماشین های بی ماکو و با توجه به این مطلب که یکی از خصوصیات آنها عمومی بودن کاربرد آنهاست و می توان پارچه های متنوعی بر روی آنها بافت، کارخانه های سازنده ماشینهای اتوماتیک برای رقابت با ماشینهای بی ماکو مجبور شدند ماشینهایی بسازند که کاربرد آنها عمومی باشد. در حقیقت باید گفت که کارخانه های سازنده امروزه سعی می کنند که ماشینهای بافندگی را با موارد کاربرد متنوع عرضه کنند. با وجود این ممکن است اصطلاح ماشنی بافندگی عمومی کمی اغراق آمیز باشد. زیرا با وجود آنکه از نظر مکانیکی و تکنولوژی بافت، امکان عمومی بودن یک ماشین بافندگی وجود دارد ولی کاربرد چنین ماشینی در بیشتر موارد از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست. در مورد عمومی بودن ماشینهای بافندگی می توان حداکثر تا آنجا پیش رفت که مثلاً برای دو پارچه مختلف، نمره نخ، پهنای پارچه و تراکم در یک حد قرار داشته باشد. در غیر این صورت حتی از نظر تئوری قابل قبول نیست که به طور مثال بتوان بر روی یک ماشین بافندگی اتوماتیک پشمی یک پارچه ظریف ابریشمی بافت.
با در نظر گرفتن مطالبی که در مورد کاربرد ماشینهای بافندگی عمومی گفته شد، نمی توان ماشینهای بافندگی را به طور صحیح و مجزا از یکدیگر تقسیم بندی کرد. در کتابهای قدیمی نساجی تقسیم بندی ماشینهای بافندگی بر اساس نوع محورهای متحرک و تعداد آنها انجام می شد، اما امروزه این تقسیم بندی صحیح نیست. امروز می توان ماشینهای بافندگی را بر اساس طریقه پود گذاری آنها تقسیم بندی کرد:
ماشینهای بافندگی با سیستم پود گذاری معمولی.در این ماشینها پود گذاری توسط ماکویی که در داخل آن ماسوره نخ پود قرار دارد انجام می شود. این ماشینها به طور کلی شامل ماشینهای بافندگی معمولی و اتوماتیک هستند. ماشینهای بافندگی معمولی بیشتر در بافت پارچه ای سنگین، مانند پشمی و غیره استفاده قرار می گیرد. امروزه اکثر ماشینهای بافندگی با روش پود گذاری معمولی از نوع اتوماتیک هستند.
ماشینهای بافندگی با سیستم پودگذاری غیر معمولی.این ماشینهای بافندگی به گروههای مختلفی تقسیم می شوند:
ماشینهای بافندگی که در آنها عمل پودگذاری توسط یک جسم پرتاب شوند انجام می شود. پود گذاری در ای

این فایل دربرگیرنده پرسشنامه ارزیابی تامین مسکن گروه های کم درآمد شهری با رویکرد AHP می باشد که در 8 معیار و 25 زیر معیار طراحی شده است.